تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١١
عبدالرحمان بن عَتيك القصير روايت كرده است كه گفت: حضرت امام محمد باقر عليه السلام را از چيزى از صفت خدا سؤال نمودم، آن حضرت دست خويش را به سوى آسمان بلند كرد، بعد از آن دو مرتبه فرمود كه: «خداوند بزرگوار عظيم الشّأن برتر است». و فرمود: «كسى كه بگيرد آنچه را كه در اينجا است و متعرض تحقيق آن شود، هلاك مىشود».
٩. باب در بيان باطل كردن ديدن خدا به چشم سر (در دنيا و در آخرت)
٢٦١/ ١. محمد بن ابى عبداللَّه، از على بن ابى القاسم، از يعقوب بن اسحاق روايت كرده است كه گفت: به سوى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام نوشتم و از آن حضرت سؤال كردم كه بنده خدا چگونه پروردگار خويش را عبادت مىكند و حال آنكه او را نمىبيند؟ فرمان همايون رسيد كه: «اى ابو يوسف، سيد و آقاى من و آنكه بر من و پدران من انعام فرموده است، از اين بزرگوارتر است كه ديده شود» و گفت كه: از آن حضرت سؤال كردم كه: آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله پروردگار خويش را ديد؟ در جواب نوشت كه: «خداى تبارك و تعالى به رسول خود، نمود از نور عظمت خويش آنچه دوست مىداشت و مىخواست كه به او بنمايد و آن را در دل او افكند كه به دل خويش آن را ديد».
٢٦٢/ ٢. احمد بن ادريس، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان بن يحيى روايت كرده است كه گفت: ابو قُرّه محدث از من خواهش نمود كه او را به خدمت امام رضا عليه السلام برسانم. در اين باب، از آن حضرت اذن خواستم و مرا اذن داد و بعد از آن ابو قُرّه به خدمت آن حضرت رسيد و او را از حلال و حرام و احكام خدا سؤال نمود، تا آنكه سؤال او به توحيد و خداشناسى رسيد. ابو قُرّه عرض كرد كه: روايت به ما رسيده كه خدا ديدن و سخن گفتن را در ميانه دو پيغمبر قسمت فرموده. پس قسمت موسى را سخن گفتن و قسمت محمد را ديدن قرار داده.
حضرت فرمود كه: «پس كيست آنكه تبليغ رسالت نموده از جانب خدا به سوى ثقلين؛ از جنّ و انس كه: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ» و «وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً» و «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ». آيا اين رساننده محمد نيست؟» أبو قُرّه عرض كرد كه: بلى. حضرت فرمود كه: «چگونه مردى مىآيد به سوى همه خلائق و ايشان را خبر مىدهد كه از جانب خدا آمده است، و اينكه ايشان را به سوى خدا دعوت مىكند به فرموده خدا و مىگويد كه: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ» و «وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ