تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٣
و انقياد امام و رضاى به آن، تو را مىرسد و جائز است».
٢٠٠/ ٨. على بن ابراهيم، از پدرش، از عثمان بن عيسى، از حسين بن مختار، از بعضى از اصحاب، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «مرا خبر ده كه اگر تو را به حديثى حديث كنم در اين سال، بعد از آن در سال آينده به نزد من آيى و تو را به خلاف آن حديث كنم، به كدام يك از اينها عمل مىنمايى؟» رواى مىگويد كه: عرض كردم كه: آخرى را مىگيرم و به آن عمل مىكنم. حضرت فرمود كه: «خدا تو را رحمت كند».
٢٠١/ ٩. از او از پدرش، روايت است، از اسماعيل بن مرّار، از يونس، از داود بن فَرقد، از مُعلّى بن خُنيس كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: هر گاه حديثى از اول شما و حديثى از آخر شما وارد شود، به كداميك از آنها عمل كنيم؟ فرمود كه: «به آن عمل كنيد تا از امام كه زنده است، حديثى به شما برسد. پس اگر از زنده حديثى به شما رسيد، فرموده او را بگيريد و به آن عمل كنيد».
مُعلّى مىگويد كه: بعد از آن، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «به خدا سوگند، ما شما را داخل نمىكنيم، مگر در آن چيزى كه در وسع و طاقت شما باشد».
در روايت ديگر است كه: «تازهتر را بگيريد و به آن عمل نماييد».
٢٠٢/ ١٠. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن عيسى، از صفوان بن يحيى، از داود بن حُصين، از عمر بن حَنظله روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كرد از دو نفر از اصحاب ما كه در ميان ايشان نزاع واقع شده بود در باب قرض يا ميراثى.
پس مرافعه را بردند به سوى پادشاه يا قاضيان اهل سنت، آيا حلال است آنچه كردند؟ آن حضرت فرمود كه: «هر كه مرافعه را به سوى ايشان ببرد، در حق باشد، يا باطل، جز اين نيست كه مرافعه را به سوى طاغوت برده[١] و آنچه طاغوت از براى او حكم كند، و به حكم وى آن را بگيرد، حرامى گرفته كه خير و بركت ندارد؛ هر چند كه آن حقى باشد كه از برايش ثابت باشد؛ زيرا كه آن را به حكم طاغوت گرفته و خدا امر فرموده كه به آن كافر باشند، و نگروند.
[١]. طاغوت سردار و مقتداى گمراهان است و بت و هر كه را جز خداى پرستند، طاغوت گويند. و آن از طغيان است بهمعنى از حد گذشتن.( مترجم)