تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٨٣
براى تحصيل بصيرت كامل است در دين، و اطلاع بر احوال آخرت و حقارت دنيا و بىاعتبارى آن).
پس صاحب جهل و جدال، مردم را اذيت مىرساند و مجادله مىكند و در مجالس مردمان به گفتوگو مىپردازد و علم و صفت حلم را بسيار ياد مىكند و در ظاهر، فروتنى را شعار خود ساخته و در باطن، از پرهيزگارى عارى است. پس خدا، به جهت اين عمل، از صاحب آن، استخوان بينى او را بكوبد (يعنى روى او را قبيح گرداند. چه، صورت، به بينى است؛ چنانچه مىبينى). و گرداگرد سينه او را ببرد. و صاحب گردنكشى و فريب، و صاحب فريب و گريز و خيانت و چاپلوسى است كه به زبان دوستى اظهار مىكند و در دل، خلاف آن را دارد، و بر مثل خود از علما تفوق مىجويد و طريق گردن كشى مىپويد، و از براى مالداران كه از او پستترند، فروتنى مىنمايد و به جهت شيرينى يا بخشش ايشان، شكسته نفسى مىكند و دين خويش را در هم مىشكند. خدا بر چنين طالبى، خيرش را كور گرداند كه از خود هم خبر نداشته باشد، و اثرش را از ميان آثار علما بر طرف كند. و صاحب دانش و عمل و يا عقل، صاحب بدحالى و اندوهى است كه او را درهم شكسته و پيوسته محزون است و شبها بيدارخوابى مىكشد از براى عبادت و تحت الحنك مىبندد بر كلاهى كه بر سر اوست و در تاريكى شب، به عبادت مىايستد و عمل مىكند و پيوسته مىترسد كه مبادا عملش قبول درگاه خدا نشود و مشغول دعا و زارى مىباشد و رو به كار خويش كرده، متوجه اصلاح حال خود است و مردم زمانه خويش را مىشناسد و از معتمدين برادران خويش وحشت دارد، و به كسى انس نمىگيرد. پس خدا اركان اين چنين كسى را سخت و محكم گرداند و ايمنى خويش را در روز قيامت به [او] عطا فرمايد».
حديث كرد مرا به اين حديث، محمد بن محمود- كه ابو عبداللَّه قزوينى است- از چند نفر از اصحاب ما، كه از ايشان است جعفر بن محمد صيقل در قزوين، از احمد بن عيسى علوى، از عباد بن صهيب بصرى، از امام جعفر صادق عليه السلام.
١٣٣/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از محمد بن يحيى، از طلحة بن زيد، روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «راويان كتاب خدا (كه قرآن است يا كتابى كه مشتمل باشد بر علومى كه در دين به كار آيد، و حافظان آن از غلط و تحريف و لحن و تصحيف) بسيارند. به درستى كه رعايت كنندگان آن (كه عالم باشند به مراد آن و عامل