کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩٢ - ذكر كنيت آن حضرت صلوات الله عليه
و در مناقب خوارزمى از ابن عباس روايت ميكند كه چون حضرت رسول اللَّه ٦ مواخات و برادرى گرفت هر دو كس را ميان مهاجر و انصار از اصحاب خود، و مواخات نفرمود امير المؤمنين را بهيچ از آنها، آن حضرت خشمناك بيرون رفت تا رسيد بجدولى كه در زمين آنجا بود، دست مبارك را زير سر نهاده خواب كرد، باد روى مباركش را غبار آلوده ساخت و پيغمبر در طلب بود تا او را اينجا يافت گوشه پاى مبارك بر او نهاد و گفت: برخيز چنين صلاح ديدى كه أبو تراب باشى آيا بر من غضب كردى كه من برادرى گرفتم ميان مهاجر و انصار و نگرفتم ميان تو و يكى از آنها، آيا تو راضى نيستى كه باشى نسبت بمن بمنزله هارون از موسى الا آنست كه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود، بدان و آگاه باش كه هر كه دوست دارد ترا امن و ايمان بگرد او درمىآيند و با ايمان از همه سختيها ايمن ميگردد، و هر كه دشمن دارد ترا حق سبحانه و تعالى بميراند او را مردن زمان جاهليت يعنى كافر ميراند او را حساب كرده شود بعمل خودش در اسلام.
اين ابيات را عباس فرموده وقتى كه مردم به ابو بكر بيعت كردند در مدح امير المؤمنين ٧:
|
ما كنت احسب ان الامر منصرف |
عن هاشم ثم منها عن ابى حسن |
|
|
أ ليس اول من صلى لقبلتكم |
و اعلم الناس بالآثار و السنن |
|
|
و اقرب الناس عهدا بالنبى و من |
جبريل عون له في الغسل و الكفن |
|
|
من فيه ما في جميع الناس كلهم |
و ليس في الناس ما فيه من الحسن |
|
|
ما ذا الذى رد كم عنه فنعرفه |
ها ان بيعتكم من اول الفتن |
|