کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٨١ - در ذكر شهادت و مدت خلافت و ذكر عدد اولاد آن حضرت(ع)
گفت: على بن ابى طالب را كشتهام از آن زمان حق سبحانه و تعالى اين مرغ را بر من موكل گردانيده كه هر روز مرا مىكشد اين چنين كشتنى حال و خبر من اينست، در اين اثنا مرغ آمد و ربعى از او ربود و رفت بر هوا بعد از آن من پرسيدم كه امير المؤمنين چه كس بوده؟ گفتند: پسر عم رسول اللَّه ٦، من كه اين شنيدم مسلمان شدم.
و در مناقب از عثمان بن مغيره روايت كند كه چون رمضان درآمد امير المؤمنين (ع) يك شب نزد امام حسن و يك شب نزد امام حسين افطار فرمود؛ و ابن عباس گويد كه بيش از سه لقمه تناول نمىنمود و مىگفت: چون امر الهى در رسد شكم من از طعام خالى باشد، و بعد از اين بيك شب يا دو شب اين صورت واقع شد.
و بهمين اسناد خوارزمى روايت مىكند از ابى بكر بن ابى شيبه كه او گفت كه: آن حضرت پنج سال والى بود و شهيد شد در سال چهلم از هجرت رسول اللَّه ٦، و در آن وقت شصت و سه ساله بود؛ و ضربت او در روز جمعه بيست و يكم ماه رمضان بود، و رحلتش در روز يك شنبه، و آن حضرت را در كوفه دفن كردند و باسناد او از جابر روايت مىكند كه او گفت كه: من حاضر بودم نزد امير المؤمنين (ع) كه مردى را آوردند در وقتى كه آن حضرت را برداشتند كه بمنزل برند، آن حضرت فرمود كه:
|
اريد حياته و يريد قتلى |
عذيرى من خليلى من مراد |
|
يعنى ميخواهم من زندگى او را و مىخواهد او كشتن مرا بيار عذر خود را از ايذاء دوست از قبيله مراد.