کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٧٠ - در ذكر شهادت و مدت خلافت و ذكر عدد اولاد آن حضرت(ع)
مصلحت ديدند كه مردم عالم را بزحمت اندازند واليان، و ايشان را عيب كرده أهل نهروان را ياد كردند، و بر ايشان ترحم نمودند و گفتند: و اللَّه كه حيات ما بعد از ايشان چندان حالتى ندارد، و ايشان برادران ما بودند كه مردم را بعبادت پروردگار دعوت ميكردند، و نميترسيدند در راه خداى تعالى از ملامت هيچ ملامتكننده، پس بيائيد تا ما نفسهاى خود را در اين راه نهيم، و در مقام قتل اين ولات درآئيم، و عباد و ولايت را از ايشان برهانيم، و كينه برادران را از ايشان بخواهيم.
ابن ملجم لعنه اللَّه گفت: من كفايت ميكنم از شما امر على بن ابى طالب را و از أهل مصر بود و برك بن عبد اللَّه گفت كه: من شر معاوية بن أبى سفيان را از شما دور ميكنم.
و عمرو بن بكر گفت: من شر عمرو بن عاص را كفايت ميكنم از شما؛ و اين عهد و پيمان بستند و بخدا شرط كردند كه ترس بر خود راه ندهند و متوجه شوند تا اين كار را باتمام رسانند كه قتل ايشانست يا مردن ايشان پيش از قتل، بعد از آن شمشيرها را بزهر آب دادند و وعده نهادند كه در شب نوزدهم رمضان هر يك از ايشان كار صاحب خود را بسازند، و هر يك از مصر متوجه آن مهم شدند.
اما ابن ملجم مرادى بيرون رفته بكوفه آمد و با أصحاب خود ملاقات كرد و امر خود را از ايشان پنهان ميداشت كه مبادا ظاهر گردد چيزى از امر او، تا يك روزى ديد اصحابى كه او را بود از تيم الرباب كه امير المؤمنين (ع) چند كسى را از آن طائفه در نهروان بقتل آورده بود، و ايشان كشتگان خود را ياد ميكردند.