کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢ - فصل
و اگر يهود بدتر از آن چيزى مييافتند آن را در باره عيسى مىگفتند، و همچنين نصارى اگر فوق آن چيزى راه مىبردند آن را در باره او بظهور مىآوردند.
بنا بر اين حضرت امير المؤمنين (ع) فرمودهاند كه دو طايفه در باب من خود را در وادى هلاك انداختهاند: يكى محب مفرط كه اعتقاد زياده از حد در باره ما كنند و ديگرى مبغض مفرط كه كين و بغض ما نعوذ باللَّه در دل خود جاى دهند.
و طريق دوستى و محبت آن نيست كه رجحان دهند دوستى صحابه را بر دوستى عترت رسول و حقوق و حظوظ ايشان را بيكسو نهند با وجود آنكه عمر مىگفت بكتاب و دواوين خود كه: نام مرا بر نام بنى هاشم مقدم منويسيد، و اين را از مناقب او شمردهاند و اگر مساوات مىبود ميان بنى هاشم و ديگر مردمان حق سبحانه و تعالى ايشان را ممتاز نمىساخت بسهم ذى القربى و صدقه بر ايشان حرام نميكرد و در آيات ذكر اقرب نمىفرمود كه «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» و ديگر: «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ» يعنى اين قرآن ذكريست از براى شرف تو و قوم تو پس هر كه اقرب باشد به پيغمبر أرفع خواهد بود و اين امتياز از جهت شرافت و كرامت ايشان است.
و از اين جهت پيغمبر فرمود مر عباس را وقتى كه طلب صدقات ولايات ميكرد كه: باز گذار صدقات را كه آن اوساخ و اوزار اموال مردم است و اين نوع چيزى بر ما حرام است.