کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤١٦ - در بيان آنچه نازل شده از قرآن در شأن آن حضرت
طعام نداده مرا طعام دهيد كه من اسير محمدم تا خداى تعالى شما را بر موائد جنت طعام دهد، پس امير المؤمنين (ع) اين را شنيده طعام خود را بوى ايثار كرد؛ و باقى أهل بيت نيز بموافقت آن حضرت ايثار كردند بوى و در اين شب سوم بغير از آب نچشيدند.
چون روز چهارم شد بنذر خود وفا كردند امير المؤمنين (ع) دست راست امام حسن را گرفته بدست، و بدست ديگر دست امام حسين (ع) را اين چنين آمد بنزد پيغمبر ٦ و ايشان مىلرزيدند از شدت گرسنگى مثل بچه مرغ.
چون نظر پيغمبر بر ايشان افتاد فرمود كه: يا أبا الحسن سخت پريشان شدم من كه شما را باين حال ديدم شما را چه حال است اين گفته متوجه خانه فاطمه شد، و ايشان بآن حضرت رفتند ديد كه فاطمه در محراب بنماز مشغول است و از گرسنگى شكم مباركش بر پشت وى چسبيده و چشمهايش بگودى رفته.
پيغمبر كه اين حال را مشاهده كرد فرمود كه:
وا غوثاه باللَّه
أى أهل بيت محمد شما از گرسنگى خود را هلاك ميكنيد، پس در آن حال جبرئيل ٧ از نزد ذو الجلال آمده گفت: فراگير يا محمد كه حق جل و علا ترا تهنيت فرموده در باب أهل بيت تو، فرمود كه: چه چيز را فراگيرم يا جبرئيل؟
جبرئيل گفت كه بخوان اين را كه هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ تا آنجا كه إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً و از اينجا تا آخر سوره.
و خطيب خوارزمى حكايت كند از او و از راوى و زياده كرده ابن مهران باهلى در اين حديث كه پيغمبر ٦ بشتاب برخاسته بخانه امير المؤمنين و فاطمه (ع) آمد، و چون آن حال را مشاهده فرمود گريست و گفت: شما سه روز است كه اين حال داريد و من غافل از حال شما، پس جبرئيل «ج ٢٦»