کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥١ - و ديگر غزوه احد است
و در آن روز ضربتى بر چشم قتاده بن نعمان خورد كه از حدقه جدا شده بروى او افتاد نزد پيغمبر آمده گفت: يا رسول اللَّه زن جوان جميله دارم و او را دوست مىدارم و چشم من باينحالست چه دوا كنم، آن حضرت آن را بدست مبارك خود بجاى نهاد گوئيا هرگز او را اين آسيب نبوده و الم او بيش از ساعتى از روز نبود، و او گفته كه هر چند پيرتر شدم آن چشم من تيزتر ديد.
و آن حضرت در آن روز بنفس نفيس خود بسيار مقاتله فرمود تا او را هيچ تير نماند، و بضرب عتبة بن ابى وقاص و ابن قميئه بر لب و دندان مبارك آن حضرت زده بودند دندانهاى رباعيه آن حضرت از درج ياقوتين بيرون افتاد، و بواسطه آن ضرب و ثقل اسلحه در گودالى واقع شده نمىتوانست بر پاى خواستن تا امير المؤمنين (ع) دستهاى مباركش گرفته و طلحه از پس پشتش در آمده آن حضرت را بر پاى داشتند.
گويند آنكه سنگ رسانيد به پيشانى نورانى آن حضرت ابن شهاب بود، و آنكه حقه لعل گوهر بارش آغشته بخون ساخت عتبة بن ابى وقاص بود، و آنكه رخسار مباركش را بسنگ جفا شكست ابن قميئه بود، و خون از اين مواضع سيلان گرفت تا محاسن مباركش بخون تر شد، و سالم مولى ابى حذيفه خون را از روى مباركش پاك مىكرد و مىگفت كه چگونه فلاح يابند جماعتى كه با پيغمبر خود اين كنند و حال آنكه او ايشان را بطريق حق و نجات دعوت كند.