کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣٢ - در بيان زهد آن حضرت در دنيا و قناعت و عبادت او(ع)
بترازو، و كم مكنيد مردمان را چيزهاى ايشان، يعنى چيزى را كه از ايشان ميخريد يا قراضه كه از دينار و درم مىبريد يعنى حق مردم را بهيچ وجه مبريد و فساد مورزيد در زمين بكفر و جور و معاصى بعد از اصلاح امر آن كه آن طريق انبيا بر شما ظاهر ساختهاند آنچه گفتيم شما را بهتر است اگر هستيد از اهل ايمان.
پس چون كتاب ما را بخوانى كه اينست دست از عمل بازكش و آنچه نزد تست از عملى كه كرده نگاهدار تا آمدن كسى كه آن را از تو قبض كند، و السلام.
بعد از آن سوده مىگويد كه: رقعه بمن داد و بحق خداى سوگند كه آن را مهر نفرمود بهيچ چيز، من آمدم و رقعه را آوردم، بوى دادم في الحال دست از عمل كشيد و معزول شد، معاويه كه اين شنيد گفت كه: بنويسيد آنچه او ميخواهد تا از پيش من بشكايت نرود به بلده خود.
و روزى آن حضرت بيرون فرمود با جامه مرقع بعضى گفتند: يا امير المؤمنين اين مناسب شأن شما نيست، فرمود كه: نفس را از آن خشوع و فروتنى حاصل مىشود و مؤمنان كه زياده از اين جامه ندارند چون بر تن من اين را مىبينند تسلى مىشوند.
يك روزى آن حضرت دو جامه درشت خريد و مخير ساخت قنبر را كه هر كدام از آن كه خواهد اختيار كند او يكى را اختيار كرده ديگرى را خود پوشيد و آستين آن دراز بود بكار بريد.
و روزى از خانه بيرون فرمود با او شمشيرى بود از براى فروختن مىفرمود: كه كيست خريدارى كند اين شمشير را بحق آن خداى كه دانه را از زمين بيرون آورد كه بسيار بار با اين شمشير بلاها را از روى رسول اللَّه دفع كردهام و اگر مرا جامه پوشيدنى مىبود من اين را نمىفروختم.