کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦٦ - فصل
كار دنيا و آخرت ما، پس چنان نيست كه مردم بر ما اجتماع نمايند آرزوى شما داشته باشند، و اگر شما امر خلافت را ترك كنيد امروز كسى را با شما جنگى نيست.
و اما آنچه زعم شما است كه شما را پيدا خواهد شد سلطان هاشمى و مهدى قايم خواهد گرديد آن مهدى عيسى بن مريم است (ع) و اين امر در دست ما خواهد بود تا باو تسليم كنيم، و بعمر من سوگند كه اگر مالك شويد شما رايحه عاد و صاعقه ثمود را با اهل خودتان امروز ملك از آن ما است اين گفت و ساكت شد.
آنگاه ابن عباس گفت: آنچه گفتى در استحقاق نبوت و خلافت اگر ما مستحق خلافت نيستيم بواسطه نبوت پس كيست؟.
و اما آنكه ميگوئى كه نبوت و خلافت جمع نميشود براى أحدى پس قول حق جل و علا را چه ميگوئى كه فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً پس كتاب نبوتست و حكمت سنت و ملك خلافت، و ما آل ابراهيم پيغمبريم، أمر الهى در ميان ما و ايشان جارى است، سنت از آن ما است و جور جاريه از آن ايشان.
و آنگاه مىگوئى كه حجت ما مشتبه است و اللَّه كه آن روشنتر از ضوء شمس است و ظاهر ترا از نور قمر، و تو هم مىدانى آن را و ليكن دامن از آن درچيده، و روى از آن گردانيده بواسطه كشتن ما برادر و جد و برادر جد و خال ترا و نزاع تو با ما براى ازواج أهل نار است كه شرك