کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦٥ - فصل
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد: كه نظر كن اقدام معاويه غاويه را بر طغيان و استمرار او بر تسويل شيطان و اعلان او على رؤوس الاشهاد كه ادى گردانيد بآن زبان عصيان، و شمرد ناسزاى امير المؤمنين (ع) را از امور دين آن لعين بىايمان، و دهان نامبارك گشود نزد مسلمانان باين كلمات واهيه آن گندهدهان، و حرمت عترت نگاه نداشته و مرتكب اين افعال شنيعه شده گشود بر روى خود درى از اسفل نيران، و با وجود فرط تمرد و خروج بر امام زمان (ع) ادعاى اسلام داشت آن شقى نادان، و نظر بر دنيا گماشته و از مآل غافل بوده كرد آنچه كرد آن حال بد گمان- نعوذ باللَّه من الفتنة في الاديان، و التورط في حبالات الشيطان.
و ديگر زبير حديث كند از رجال خود كه ايشان حديث كردهاند از ابن عباس كه يك روزى معاويه غاويه روى آورد بر او و بر بنى هاشم و گفت: شما آن داعيه داريد كه مستحق خلافت شويد همچنان كه مستحق نبوت شديد و حال آنكه هر دو جمع نميشود براى احدى.
بحث شما در خلافت محض شبههايست بر مردم كه شما ميگوئيد كه ما اهل بيت پيغمبريم پس چون خلافت نبى در غير ما صورت گيرد، و اين شبههايست حق مانند.
اما انتقال خلافت در خانواده قريش برضاى عامه و مشورت خاصه بود و مردم نميگويند كه كاشكى بنى هاشم والى و حاكم ما ميبودند، و اگر بنى هاشم والى ما ميبودند بهتر ميبود براى ما