کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦١ - فصل
محفن گفت: و اللَّه كه تو ظالمترى از من و بآنچه ميگوئى سزاوارتر هر گاه كه او را اين محل و منزلت باشد تو بچه دليل بوى مقاتله و محاربه ميكردى؟
گفت: سرنوشت و خاتمت كار من اين شد گفت: همين بس است ترا كه عوض آنچه كرده غضب و عقاب الهى و اليم عذاب نامتناهى ترا دريابد.
گفت اى پس محفن و ليكن من ميدانم از خداى تعالى چيزى كه تو آن را نميدانى آنجا كه گفته «وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» يعنى صفت رحمت من آنست كه بهمه رسيده مؤلف كتاب على بن عيسى رحمه اللَّه ميفرمايد كه، معاويه شهادت نمود بر فضل على بن ابى طالب (ع) بچيزى كه اضعاف آن از فضايل و مناقب او بر او ظاهر بود مع ذلك رايت مخالفت و منابذت و عداوت نصب كرده بود بقتال آن حضرت؛ تا چندين هزاران در آن معارك مقتول شدند، و بىتردد و دغدغه خاطر ناسزاى او را بر منابر استمرار داده بود، و وصيت نموده پسر شومش و قبيله ميشومش باين امر شنيع و اين بدعت قبيح را رواج داده و پيروان ضاله او بر آن بوده تا زمان حكومت عمر ابن عبد العزيز كه حق تعالى او را موفق گردانيده كه اين را دفع نمود از جهت انديشه از عذاب و عقاب الهى.
باز عذرى از گناه بدتر آنست كه او گفته كه اين چنين فتنه برانگيزد، بر امام مفترض الطاعة خروج كند و خون چندين هزار بريزد، و وارث نار گردد، و شايسته احراق شود كه قطعا در آن اميد نجات نباشد، آنگاه اعتماد برحمت الهى كند، آن بىسعادت ندانسته كه رحمت الهى شامل