کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦٢ - فصل
حال نيكوكارانست بحكم إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ كجاست او را احسان؟ و كى بود او را صلاح و ايمان كه اعتماد بر رحمت نمايد، آنها از براى صالح مؤمنان است، و شفاعت نبى از براى مذنبان أهل ايمان او چون توقع رحمت و شفاعت كند كه شان او آن باشد كه او از نفوس كاذبه باطله خائبه عاطله است.
|
حملوها يوم السقيفه او زارا |
تخف الجبال و هى ثقال |
|
|
ثم جاءوا من بعدها يستقيلون |
و هيهات عثرة لا تقال |
|
يعنى برداشتند در روز سقيفه گناه خلافت ناحق را كه سبك ميگردد كوهها بگرانى كه او را هست؛ و اين بار گناه بگرانى خود خواهد بود كه سبك نشود، باز بعد از برداشتن آن آمدند و طلب اقاله آن ميگردند و دور است اين داعيه اين سر در آمدن و داهيهايست كه اقاله ايشان از آن ممكن نيست اين بار برميدار و ميكش.
و ديگر زبير از رجال خود حديث كند كه ابن عباس آمد نزد معاويه غاويه با لباس أدنى و پستىشان زيرا كه او ميدانست كه معاويه را بد مىآيد از اظهارشان ايشان و پيش از ملاقات خبر رحلت امام حسن (ع) بوى رسيده بود، و او سجده شكر بجا آورده و در روى نامباركش سرور ظاهر ميشد- و زبير در حديث طولانى اين قضيه را ذكر ميكند و من بقدر احتياج مىآرم از حديث او چون مردم و ابن عباس بدر خانه وى رفتند و اذن طلبيدند اول مردم اذن يافتند و بعد از ايشان ابن عباس، چون ابن عباس به اندرون رفت او را نزديك خود جاى داد، و ابن عباس سجده او را معلوم كرده بود، معاويه گفت؛ هيچ ميدانى كه چه حادثه وقوع يافته در ميان اهل تو؟ گفت: نه، گفت: ابو محمد رحمه اللَّه متوفى شده خداى تعالى ترا اجر عظيم بدهد گفت:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» نزد حق تعالى احتساب اين مصيبت برسول اللَّه است ٦ و نزد او