کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦٠ - فصل
ديگر زبير از رجال خود حديث كرده كه محفن بن ابى محفن الضبى نزد معاويه غاويه رفت گفت اى امير مىآيم از پيش دنىترين عرب، و بخيلترين عرب؛ و درماندهترين عرب، و بددلترين عرب، معاويه گفت: يا اخا بنى تميم اين چه كسى است؟ گفت: على بن ابى طالب معاويه گفت: اى اهل شام بشنويد كه چه ميگويد برادر عراقى شما، مبادرت نموده پيش آمدند؛ و او را تكريم و تعظيم كردند.
چون مردم متفرق شدند گفت بوى كه: چه گفتى تو؟ ديگر همين قول را اعاده كرد او را گفت: ويحك يا جاهل او چگونه دنىترين عرب باشد و حال آنكه پدر او ابو طالب بود، و جدش عبد المطلب، و زوجه او فاطمه زهرا دختر رسول اللَّه ٦ و چگونه بخيلترين عرب باشد بخدا سوگند كه اگر او را دو خانه باشد يكى كاه و يكى زرخانه زر را پيشتر انفاق نمايد از خانه كاه و چگونه بددلترين عرب باشد و اللَّه كه هرگز ملاقى نشده باشند پهلوانان و جوانان نامدار در كار زار الا كه فارس و شجاع آنها در دست او زبون بودهاند و دفع خود را از او نتوانستهاند و چگونه درماندهترين عرب باشد در كلام و تكلم كه واضع بلاغت از براى قريش او بود و از همه أفصح و أبلغ بود اينها صفات مادر محفن باشد و اللَّه اگر ميدانستم كه دهان كه باز شده باين كلمات بر تو پس من او را سياست بليغ ميكردم پس گفت از آن لغت بر تو و اين را اعاده ميكرد «ج ٣٥»