کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٠٤ - فصل
ابو على كوكبى روايت كند از أبى سمرى و او از عوانة بن حكم و او از ابى صالح كه ذكر على ابن ابى طالب (ع) مىگذشت نزد عايشه و ابن عباس آنجا حاضر بود، عايشه گفت: او اكرام مردان ما بود بر رسول اللَّه ٦؟ ابن عباس گفت: چه چيز مانع آيد اين را چه حق سبحانه و تعالى او را برگزيده بود از براى نصرت رسول خود؛ و رسول اللَّه او را اختيار فرموده بود بآن كه برادر و شوهر دختر و پدر ذريت طاهره و وصى او بود بعد از او اگر شرفست او اكرم منبت و اورق مغرس اوست، و اگر اسلام است حظ أوفر و نصيب أجزل دارد، و اگر شجاعت است بر او ختم است، و دوستى او بر همه حتم، حق تعالى بر او ثناخوانست، جبرئيل در معارك هم عنان است، رسول اللَّه از نجدتش شادانست، زبانش أفصح، و بيانش اوضح، در صواب أصدع، و در جواب أسرع، علمش از همه بيشتر و در عمل از همه پيشتر از مردم عصر و دهر، فعليه رضوان اللَّه؛ و على مبغضيه لعاين اللَّه.
در امالى طوسى آورده كه عبد الرحمن بن ابى ليلى رفت بخدمت آن حضرت و گفت:
يا امير المؤمنين من ميخواهم كه از تو سؤال كنم و هر چند انتظار كشيدم كه در أمر خود چيزى بگوئى نگفتى، آيا نمىگوئى با ما در اين امر كه از رسول اللَّه عهدى دارى يا چيزى ديده كه ما نديدهايم كه اقاويل در باب تو بسيار است، و مدايح تو از ثقات بسيار شنيدهايم و ما مىگفتيم كه