کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٨ - در ذكر مخاطبت آن حضرت بامير المؤمنين در عهد نبى
خواهيم بود كه سوار باشيم، عم او عباس برخاست گفت: فداك ابى و امى تو و كه خواهيد بود كه سوار باشيد؟ فرمود: من بر دابة اللَّه براق سوار خواهم بود، و ديگر برادر من صالح كه بر ناقة اللَّه سوار خواهد بود كه او را پى كردند، و عم من حمزه أسد اللَّه و أسد رسوله بر ناقه عضبا سوار باشد، و ديگر برادر من على بن ابى طالب بر ناقه سوار باشد از ناقههاى بهشت كه پشت او از زمرد أخضر باشد مطلا بذهب أحمر، و سر او از كافور ابيض، و ذنب او از عنبر أشهب؛ و قوايم او از مشك أذفر و گردن او از مرواريد تر، و بر او قبه باشد از نور كه باطن او عفو اللَّه باشد، و ظاهرش رحمة اللَّه، و لواى حمد بدست وى بود؛ و نگذرد بهيچ ملكى از ملايك الا كه گويند كه: اين ملك مقرب است يا نبى مرسل يا حامل عرش رب العالمين، پس منادى ندا كند از قبل عرش يا از بطنان عرش كه: اين ملك مقرب نيست، و نه نبى مرسل، و نه حامل عرش رب العالمين، اين على بن ابى طالب است امير المؤمنين، و امام المتقين؛ و قايد الغر المحجلين الى جنات رب العالمين، رستگارى و فلاح يافت هر كه تصديق او كرد، و نوميد شد كسى كه تكذيب او نمود، و اگر بنده عبادت كند خدا را در ميانه ركن و مقام هزار سال و هزار سال ديگر تا همچو خيك پوسيده گردد، و با حق سبحانه و تعالى ملاقات نمايد كه بغض آل محمد داشته باشد حق جل و علا او را بر روى كشان امر فرمايد كه بجهنم اندازند.
و در مناقب موفق بن احمد الخوارزمى آورده مرفوع بعلى بن ابى طالب ٧ كه رسول اللَّه ٦ فرمود كه آن شب كه مرا بمعراج برده از آسمانها گذرانيدند تا بسدرة المنتهى رسيدم، ايستادم بقرب پروردگار خود جل جلاله فرمود كه: يا محمد، گفتم:
لبيك و سعد يك
، گفت: