کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٩ - در ذكر مخاطبت آن حضرت بامير المؤمنين در عهد نبى
هيچ آزمايش كردى خلق مرا كه ديده باشى كه كدام بتو مطيع و فرمان فرمانبردارترند؟ گفتم: بلى أى پروردگار من على بن ابى طالب را.
فرمود كه: راست گفتى يا محمد فرمود كه: آيا فرا ميگيرى از براى نفس خود خليفه كه ادا كند از تو أمر ترا و بمردم برساند و بداناند بندگان مرا از كتاب من چيزى كه ايشان ندانند از آن كتاب؟ گفتم:
بلى تو از براى من اختيار كن كه مختار تو مختار منست؛ فرمود كه: من اختيار كردم از براى تو على را تو او را فراگير از براى خود كه خليفه و وصى تو باشد؛ و من علم و حلم خود بوى اعطا كردم كه او امير المؤمنين است كه نرسيده كسى پيش از او باين عطيه، و نخواهد يافت نيز كسى بعد از او يا محمد على بر رايت هدى است و امام كسى است كه اطاعت من ميكند، و او نور اولياى منست، و او كلمهايست كه ثابتاند بر آن متقيان، كسى كه دوست دارد او را مرا دوست داشته، و كسى كه دشمن دارد او را پس مرا دشمن داشته، پس اى محمد تو بشارت ده او را باين.
گفتم: اى پروردگار من او را بشارت دادم باين ميگويد كه: من بنده حقم و در قبضه قدرت اويم اگر مرا معاقب سازد بگناه من خواهد بود كه او بر من ظلم روا نخواهد داشت، و اگر وعده مرا بر من تمام سازد پس خداى تعالى مولاى منست، فرمود كه: بلى، و گفت: بهار ايمان او را تازه گردان گفت اين چنين كردم يا محمد، غير از آنكه من اختصاص دادهام او را بچيزى از بلا كه ديگرى را از اولياء خود بآن اختصاص ندادهام.
گفتم: اى پروردگار من او برادر و صاحب من است، فرمود كه: در علم سابق من اين مقرر شده كه او باين بليه مبتلا شود اگر على نبودى شناخته نميشدى گروه و حزب من و نه اولياى من و نه اولياى رسل من