کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٤ - در ذكر مخاطبت آن حضرت بامير المؤمنين در عهد نبى
المؤمنين (ع) آمده در زد، پيغمبر فرمود كه: كيست؟ أنس گفت: على است، فرمود كه: در بگشا تا درآيد.
و ابن مردويه روايت مىكند از بريده كه پيغمبر ٦ امر كرد ما را كه سلام كنيم بر على بيا امير المؤمنين.
و باين اسناد مرويست از سالم مولى على (ع) كه من با آن حضرت بودم در زمينى كه او را بود، و در آنجا زراعت مىفرمود كه أبو بكر و عمر آمدند و گفتند: سلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته، گفتند ايشان كه شما اين در حيات رسول اللَّه مىگفتيد؟ عمر گفت كه: او ما را باين امر فرموده بود.
و نيز در مناقب ابن مردويه روايت مىكند از عبد اللَّه كه روزى امير المؤمنين (ع) بر رسول اللَّه ٦ داخل شد و عايشه نزد آن حضرت بود، پس امير المؤمنين در ميان پيغمبر و عايشه نشست، عايشه گفت: نيست ترا محل نشستن غير از آن من؟ رسول اللَّه ٦ دست مبارك بر پشت عايشه زد و فرمود كه: مه ايذا مرسان مرا در باب برادر من كه او امير المؤمنين، و سيد المسلمين، و قائد الغر المحجلين است در روز قيامت بنشيند بر پل صراط بفرستد دوستان خود را ببهشت و دشمنان خود را بدوزخ «ج ٢٩»