کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٥ - در ذكر مخاطبت آن حضرت بامير المؤمنين در عهد نبى
و اين مضمون انس روايت كرده بچند طريق.
و نيز در مناقب از نافع مولى عايشه نقل ميكند كه من كودكى بودم كه خدمت عايشه ميكردم و ميبودم آنجا وقتى كه پيغمبر ٦ نزد او ميبود گفت: يك روزى كه آن حضرت نزد او بود ناگاه يكى آمد و در خانه را زد، من بيرون رفتم جاريه ديدم كه ظرفى سرپوشيده در دست دارد، آمدم و عايشه را از آن اخبار نمودم، گفت: بگو كه درآيد، او آمده آن ظرف را پيش عايشه نهاد او آن را برداشته پيش پيغمبر نهاد و جاريه بيرون رفت، رسول اللَّه ٦ فرمود كه كاشكى امير المؤمنين و سيد المسلمين و امام المتقين نزد من ميبود تا با من ميخورد اين طعام را ناگاه يكى آمده در زد من بيرون رفتم ديدم كه امير المؤمنين (ع) است، بازگشتم و گفتم كه: على است پيغمبر فرمود: بگو در آيد چون درآمد فرمود كه:
مرحبا و أهلا
من دو نوبت تمناى آمدن تو كردم كه اگر دير مىآمدى از خداى