کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٤ - و ديگر از حروب آن حضرت حرب صفين است
در مقابله او بيرون آمد و با هم گرديدند عباس چنان زد كه او را دو نيم ساخت، نعره تكبير از لشكر امير المؤمنين (ع) برآمد.
و عباس بر مركب او سوار شده مبارز طلب كرد، معاويه گفت: هر كه بمبارزت او بيرون رود او را اين مقدار ميدهم.
دو مرد از لخم يمن برخاستند كه ما ميرويم بمقاتله او، معاويه لعين گفت كه: هر كدام از شما كه سبقت كند در قتل او اين مال از آن او باشد و آن ديگر را مثل اين بدهم، پس هر دو بيرون شتافتند و بانك بر عباس زدند و او را بمبارزت طلبيدند؛ عباس گفت: شما توقف كنيد تا من بروم و از صاحب خود دستور بطلبم و بسوى شما بازگردم، آمد نزد امير المؤمنين (ع) از براى رخصت آن حضرت فرمود كه: جامه و سلاح و مركب خود را بمن بده تا من كار اينها را بسازم، جامه و اسلحه او را پوشيده بر مركب او سوار شد و در مقابل اينها در آمد گفتند كه: از صاحبت رخصت طلبيدى؟ جهت بيرون آمدن از كذب خواند كه أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ يعنى دستورى داده شد كارزار كردن مر آنان را كه كافران با ايشان مقاتله ميكنند تا قتال كنند بسبب آنكه ستم رسيدهاند و جفاى دشمنان بسيار كشيده، و بدرستى كه خداى تعالى بر يارى دادن ايشان هر آينه تواناست.
يك مرد از ايشان پيش آمد آن حضرت چنان بر تهىگاه او زد كه او را دو نيم ساخت او گمان برد كه خطا شده خواست كه حركت كند اسب بحركت در آمد دو پاره او از دو جانب اسب در افتاد، و اسب او بلشكر امير المؤمنين آمد.