کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٤ - قصه وفود نجران
بعد از نزول آن حضرت اين آيت را بر ايشان خوانده ايشان را بمباهله طلبيد و فرمود كه: حق سبحانه و تعالى مرا اخبار كرده كه عذاب نازل خواهد شد بر مبطل بعد از مباهله و حق از باطل امتياز خواهد يافت، أسقف با اصحاب خود مشاورت نموده در اين باب رأى ايشان بر آن قرار يافت كه فردا بمباهله بيرون روند.
بعد از اين چون رجوع بمردم خود كردند أسقف گفت كه: فردا ملاحظه كنيد كه اگر محمد با اهل و ولد خود بمباهله بيرون مىآيد از آن حذر كنيد، و اگر با اصحاب مىآيد مباهله نمائيد كه بر چيزى نيست چون صباح شد پيغمبر ٦ دست امير المؤمنين (ع) را گرفته و امام حسن و امام حسين را پيش كرده و فاطمه زهرا در عقب او روان ساخته آمدند، أسقف از ايشان پرسيد كه هر كدام كيستند گفتند:
آن يكى على بن ابى طالب است كه پسر عم و داماد و پدر فرزندان كه دوسترين مردمان است بسوى او، و اين دو طفل پسران دختر اويند از على كه آنها نيز أحب خلقاند بوى، و فاطمه دختر اوست كه أعز خلايق است بوى و اقرب ايشان است بدل.
پس أسقف نگاه كرد بعاقب و سيد و عبد المسيح و گفت بنگريد و ببيند كه بخواص خود آمده از أهل و ولد تا مباهله كند، با جماعتى آمده كه وثوق دارد بايشان و حجتاند بر او حذر كنيد از اين مباهله و اللَّه كه اگر خوف و مكانت قيصر نمىبود من اسلام اختيار ميكردم ليكن مصالحه مىبايد كردن تا بازگرديم بجاى خود گفتند: ما همه تابع رأى توئيم.