کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١ - و اما آيات و معجزات آن حضرت
مصلحت ديدند بحيرا گفت اگر آنچه ما در كتب ديدهايم از اوصاف پيغمبر آخر الزمان و اين اوست پس سعى شما در دفع او عبث است، و اگر او نيست شما را با او چه كار، چون اين شنيدند ممتنع شده دست از اين كار كشيدند.
و ديگر بشارت دادن سيف ذى يزن جد بزرگوار او عبد المطلب را در وقتى كه به تهنيت سلطنت او رفته بود، و اين قضيه نيز مشهور و معروف است.
و مجملش آنكه در ملك عرب سلطنت بسيف بن ذى يزن قرار يافت عبد المطلب با جماعت قريش به تهنيت او رفتند و او را ديدند و تهنيت سلطنت گفتند او تفحص حال هر يك ميكرد چون نام عبد المطلب شنيد گفت عبد المطلب بن هاشم اينست، گفتند: بلى او را انواع اعزاز و احترام نمود و ايشان را يكماه نگاهداشت و هر كه با عبد المطلب بود هر يك را بيست غلام و يك كنيزك و پنج رطل طلا و ده رطل نقره و يك انبان عنبر و صد اشتر بداد و عبد المطلب را برابر همه ايشان شفقت فرمود، و در حال رخصت با او خلوت كرد و گفت: اى عبد المطلب من با شما خويشى دارم و سرى از علوم فهم كردهام و با تو در ميان مينهم و بغير تو نمىگويم سر آنست كه وقت در آمده كه فرزندى بوجود آيد كه اسم محمد باشد و پدر و مادر او وفات كرده و جد و عم او را محافظت كنند كه حق سبحانه و تعالى او را بنبوت مبعوث گرداند و خداپرستان انصار و اعوان او باشند و همه آتشكدهها خراب شود، و شياطين گريزان گردند، و حق از باطل ممتاز گردد، گمان من اينست كه تو جد او باشى و در باره او جد كنى، عبد المطلب في الحال بسجده ذو الجلال رفت گفت: سر بردار و اگر از آنچه من گفتم علامتى دارى باز گوى، گفت باين كيفيت پسرزاده من محمد نام نيكو سرانجام بوجود آمده گفت: سخن همين است فرزند خود را نگاهدار و از يهودان حذر كن و اين راز را پنهان دار كه اگر يقين ميدانستم كه پيش از بعثت وفات نميكنم لشكر خود را بيثرب مىبردم از جهت معاونت او.
و اما آيات و معجزات آن حضرت
كه بعد از بعثت بظهور آمده از آن جمله قرآن مجيد است كه تمام فصحا از معارضه آن عاجزند