کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٦٩ - و ديگر غزوه خندق است
در آنجا كار ميكرد، و اهل اسلام تمام باتفاق مىكندند و خاك بيرون مىبردند تا كار خندق تمام شد.
آنگاه آن حضرت از مدينه بيرون فرمود و در ناحيه خندق در موضعى نزول اجلال نمود، و اهل اسلام سه هزار كس بودند، و أبو سفيان آمده با ده هزار كس، و غطفان با لشكر بيكران از اهل نجد آمدند، و در بالاى منزل مسلمانان مقام ساختند چنانچه خندق در ميان ايشان واقع بود، و حق سبحانه و تعالى در سوره احزاب خبر از اين واقعه مىدهد، و بيست و چند روز گويند بيست و چهار بود و هر دو لشكر بر دو طرف خندق اقامت كردند و حرب و جنگى نبود در ميان هر دو مگر تيرانداختن و محاصره.
چون حضرت رسول اللَّه ٦ ضعف أحوال مسلمانان در حصار مشاهده فرمود فرستاد پيش عيينة ابن حصين و حارث بن عوف كه پيشوايان غطفان بودند، و ايشان را دعوت كرد بصلح بآن كه ثلث ثمار مدينه را بايشان دهند و ايشان بمقام خود مراجعت كنند.
و آن حضرت در اين مصلحت با سعد بن معاذ و سعد بن عباده مشورت كرد، ايشان گفتند: اگر اين امر از جانب حق تعالى سمت ورود يافته مىبايد انقياد كردن كه از آن گريزى نيست، و اگر از پيش خود از براى مصلحت ما اين راى فرموده ما را در اين تأمل است، آن حضرت فرمود كه در اين باب بمن وحى نيامده و ليكن ديدم كه عرب باتفاق از يك كمان تير مىاندازند، و از هر جانب براى قصد ما و شما اجتماع نمودهاند خواستم كه باين رأى شوكت ايشان را بشكنم، و از شما دور كنم.
سعد بن معاذ گفت: يا رسول اللَّه وقتى كه ما بر كيش شرك بوديم و عبادت اوثان مىنموديم و عبادت حق تعالى نمىنموديم و او را نمىشناختيم هرگز از ثمار خود بايشان نخورانيدهايم مگر بر سبيل