کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٨ - در بيان آنكه آن حضرت با قرآن است و قرآن با اوست و او با حق است و حق با او
چون مردمان بأمير المؤمنين (ع) بيعت كردند معاويه غاويه مخالفت آغاز كرد و طلحه و زبير به بصره رفتند و در خلاف زدند؛ گفتم با خود كه اينها آن قوماند كه رسول اللَّه ٦ در باره ايشان فرمود آنچه فرمود، پس زمين و ملكى كه در خيبر و خانه كه در مدينه داشتم همه را بفروختم و يراق خود و أهل خود نمودم و با جميع أهل و ولد در ركاب آن حضرت بيرون رفتيم و بجنگ خوارج در خدمت آن حضرت بودم تا او شهد شهادت چشيد، بعد از آن در ملازمت امام حسن (ع) بمدينه رفتم و مرا در آنجا املاك و مسكنى نمانده بود، امام حسن (ع) از صدقات امير المؤمنين (ع) زمينى در ينبع بر سبيل اقطاع بمن شفقت فرمود، و خانه نيز اعطا نمود.
و هم در مناقب از أبو موسى أشعرى روايت ميكند كه او گفت: من گواهى ميدهم كه حق با على است و ليكن أهل دنيا بمزخرفات دنيا مايلاند، و بتحقيق كه من از پيغمبر ٦ شنيدم كه مىفرمود كه:
اى على تو با حقى و حق با تست بعد از من.
و هم در آنجا مىآرد كه چون در جمل ناقه عايشه را پى كردند او به بصره آمده در خانه ساكن شد، برادر او محمد بوى گفت كه: سوگند ميدهم ترا بخدا كه آيا ياد دارى كه بمن حديث ميكردى از پيغمبر كه آن حضرت فرمود كه: لا يزال حق با على است و على با حق و از يك ديگر تخلف