کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٣ - در بيان آنكه آن حضرت با قرآن است و قرآن با اوست و او با حق است و حق با او
و هم در مناقب از ام سلمه روايت كند كه او گفت: على بر حق است كسى كه متابعت او كند متابعت حق كرده و كسى كه او را بگذارد حق را گذاشته، و اين عهديست معهود كه پيش از اين روز شده.
و هم در مناقب ابن مردويه روايت ميكند از عبيد اللَّه بن عبد اللَّه كندى كه معاويه غاويه بعد از حج بمدينه آمد و اصحاب پيغمبر آنجا بسيار بودند يك روزى در حلقه اصحاب در ميان عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن عمر نشست و دست نامبارك بر ران عبد اللَّه بن عباس زد و بعد از آن گفت: آيا ميدانى كه من باين امر از پسر عم تو أحق و اولايم، ابن عباس گفت: بچه سند؟ گفت: از براى آنكه من پسر عم آن خليفهام كه بظلم مقتول شده، ابن عباس اشارت بابن عمر كرد و گفت: بنا بر اين اين از تو أولى است، زيرا كه پدر اين قبل از ابن عم تو كشته شده است، پس روى گردانيد از ابن عباس و روى آورد بجانب سعد و گفت: أى سعد تو نميدانى كه ما برحقيم و غير ما بر باطل پس با ما باش يا بر ما زندگانى كن يعنى بر خلاف ما باش، سعد گفت: من ظلمتى ديدم كه تمام زمين را پوشانيده شتر خود را هخ كردم و خسبانيدم تا آنگاه كه روشن شود بروم، معاويه گفت: و اللَّه كه من تمام مصحف را قرائت كردم در ميان دفتين نيافتم كه در او هخ باشد، سعد گفت: اما چون تو ابا ميكنى بدرستى كه من از پيغمبر ٦ شنيدم كه مىفرمود مر على را كه، تو با حقى و حق با تو، گفت كسى ديگر را بيار كه با تو اين شنيده باشد يا آنكه بجاى آرم آنچه خواهم، گفت: ام سلمه اين را با من شنيده است، او برخاست و مردم با او برخاستند تا آمدند نزد ام سلمه، معاويه لعين ابتدا بتكلم كرد و گفت: