کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤٥ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
همچو آفتاب نورانى روشن باشد، و روى ايشان باشد مثل قمر در شب بدر يا همچو نور ستارهها كه در آسمانست.
و هم در مناقب از عبد اللَّه بن عباس روايت ميكند در وقتى كه سعيد بن جبير او را ميكشيد تا مرور كرد بر صفه زمزم ناگاه آنجا جماعتى بودند از أهل شام كه ناسزا ميگفتند على بن أبى طالب (ع) را پس گفت مر سعيد بن جبير را كه باز گردان مرا بسوى آن بدبختان، چون آنجا رفت گفت كدام است از شما كه خداى عز و جل را ناسزا ميگويد؟ گفتند: سبحان اللَّه كس نيست در ميان ما كه خداى تعالى را ناسزا گويد، پس گفت: كدام است از شما كه رسول اللَّه ٦ را ناسزا ميگويد؟ گفتند: در ميان ما كسى نيست كه رسول اللَّه را ناسزا گويد، پس گفت كيست در ميان شما كه على بن ابى طالب (ع) را ناسزا ميگويد؟ گفتند: أما اين پس خواهد بود «لعنت بر آن بدبختان باد» ابن عباس گويد كه: گواهى ميدهم بر رسول اللَّه ٦ كه شنيدم از او باين دو گوش خود و در صندوق دل خود گذاشتم كه ميگفت مر على بن ابى طالب (ع) را كه: يا على هر كه ترا سب كند پس بتحقيق كه مرا سب كرده، و هر كه مرا سب كرد خداى تعالى را سب كرده، و هر كه خدا را سب كند او را بر روى كشان كشان در دوزخ اندازند، بعد از آن روى گردانيد از ايشان و گفت مر پسر خود را كه: اى پسرك من ديدى ايشان را كه چه كردند گفت: اى پدر من:
|
نظروا اليك باعين محمرة |
نظر التيوس الى شفار الجازر |
|
يعنى نظر كردند آن جماعت بتو بچشمهاى سرخگون مثل نظر كردن بزهاى نر بسوى كارد تيز قصاب.
عبد اللَّه گفت: اى پسر پدر فداى تو باد بيان را زياده كن پس گفت: