کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٤٦ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
|
خزر العيون نواكس ابصارهم |
نظر الذليل الى العزيز القاهر |
|
تنگچشمانى كه بعكس ميبيند چشمهاى ايشان يا در پيش انداخته در حدقه ميگرداند همچو نگاه كردن خوار ذليل بغالب قاهر.
دگر گفت كه پدر فداى تو باد زياده گردان بيان را، گفت نزد من از اين زياده نيست ليكن اين هست كه:
|
احياؤهم عار على امواتهم |
و الميتون مسبة للغابر |
|
زندههاى ايشان عار و ننگاند بر مردهاشان و مردگان محل سب باقى ماندگاناند، غرض كه أمر ناحق نميبايد و دستى در ميان خواهد آمد كه همه را بسزا و جزاى خود رسانيده مستأصل گرداند مثل بنى اميه و كوفى و شامى كه بجزاى خود رسيدند.
و هم در مناقب آورده كه معاوية بن ابى سفيان گفت بسعد كه: چه چيز مانع است ترا كه ابو تراب را ناسزا نميگوئى، گفت: سه چيز است كه رسول اللَّه ٦ در شأن او فرموده كه من هرگز او را ناسزا نگويم چه يكى از آن نزد من دوستر است از شتران سرخ موى دو كوهان كه من خود شنيدم از پيغمبر ٦ كه ميفرمود مر على بن ابى طالب (ع) را وقتى كه به بعضى از غزوات متوجه بود و امير المؤمنين را در مدينه خليفه ساخته بود و حضرت امير ميفرمود كه: مرا با نساء و صبيان گذاشتى فرمود كه: اى على راضى نيستى كه باشى از من بمنزله هارون از موسى الا آنست كه بعد از من پيغمبر نخواهد بود، و شنيدم كه در روز خيبر ميفرمود كه: رايت را بمردى دهم كه دوست دارد خداى را و رسول او را و دوست دارد او را خدا و رسول او، ما گفتيم كه: از براى كه خواهد بود، فرمود كه: على را طلب كنيد، و آن حضرت تشريف فرمود و حال آنكه درد چشم داشت و بصاق در چشم او افكند و رايت نصرت آيت را بدست مرتضى على (ع) داد و حق سبحانه و تعالى آن فتح را بر دست امير المؤمنين باتمام رسانيد، و چون آيت كريمه نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ نازل شد