ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣١ - ابن تمام
امين الدولة و موفق الملك، شهرتش ابن التلميذ و در كلمات بعضى از ارباب تراجم به سلطان الحكما موصوف، طبيبى است نصرانى، از اكابر قسيسين نصارى و از اجلّاى اطبّاى قرن ششم هجرى عرب كه در طبابت و تشخيص مرض در نهايت مهارت، بقراط عصر و جالينوس وقت، نوادرى از وى منقول، در دربار خلفاى عباسى وقت با تمام احترام و عزت زيسته و در بغداد مدير و حكيمباشى بيمارستان عضدى بود. علاوه بر مراتب علميّه بسيار قانع و متواضع، داراى اخلاق فاضله و عزت نفس و بجز ملوك و اكابر از ساير مردم اجرت طبابت نميگرفت، بالخصوص علما و فقها را با تمام احترام خدمت ميكرد، بيماران ايشان را ببيمارستان نبرده و در خانه شخصى خود بمعالجه و مداواى ايشان ميپرداخت. تا آخر عمر تنها بوظيفه طبابت و معالجه اكتفا نكرده بلكه بتدريس علوم طبّيّه نيز اشتغال داشت، خانه و حوزه درس او مرجع افاضل اطبّا بود. بنام حواشى قانون ابن سينا و قرابادين و شرح احاديث نبويه در مسائل طبيه و غير اينها تأليفات بسيارى دارد. گويند با آنهمه نصرانيّت، در شرح كلمات مباركه حضرت رسالت ص كمال انصاف را بكار ميبرد، كتاب قرابادين او نيز مشهور و مدتها دستور العمل اطبّاى اسلامى بوده است. ابن التلميذ علاوه بر تبحّر طبّى، در شعر و ادبيّات عربى و ديگر فنون متداوله نيز خبير و صاحب رأى و نظر، با اوحد الزمان ابو البركات طبيب بلدى هبة اللّه يهودى سابق الذكر معاصر، او در حكمت و فلسفه متمهّر و اين در فنون طبابت متبحّر، هردو، سالها در خدمت خلفاى عبّاسيّه بودند، با همديگر طريق رقابت پيموده و در تحقير يكديگر مىكوشيدند و از اشعار ابن التلميذ است:
لا تعجبوا من حنين قلبى |
اليهم و اعذر و اغرامى |
|
فالقوس مع كونه جمادا |
تئن من فرقة السهام |
|