ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٧١ - ابن السماك- محمد بن صبح
و يا بهردو شكنجهاش مجازات كردند پس دردم و يا فرداى آنروز كه پنجم رجب دويست و چهل و سيّم يا چهارم يا ششم هجرت بوده عازم جنان گرديد.
(ص ٧٧٤ روضات الجنات و ٤٦٩ ج ٢ كا و ٣٩٦ ج ١ مه و ٦٣ هب و ٥٠ ج ٢٠ جم و ١١٨ ج ٢ ع و ٦٣٤ ج ١ س و ١٠٧ ف و غيره)
ابن سلام- قاسم بن سلام
- بعنوان ابو عبيد قاسم نگارش يافته است.
ابن سلام- محمد بن سلام
- در باب القاب ضمن عنوان جحمى نگارش يافته است.
ابن سلامة- محمد بن سلامة
- درباب القاب بعنوان قاضى قضاعى نگارش دادهايم.
ابن سلمة- مفضل بن سلمة
- در باب اوّل بعنوان ضبى نگارش يافته است.
ابن سماعة
(با فتح و تخفيف) در اصطلاح رجالى جعفر بن محمد بن سماعة، حسن بن محمد بن سماعة، محمد بن سماعة بن موسى، محمد بن سماعة بن مهران بوده و در صورت نبودن قرينه متصرف به جسن است و بس.
ابن السماك- محمد بن صبح
- يا صبيح عجلى كوفى، قاضى عابد زاهد متّقى، حافظ قرآن و واعظ خوشبيان، از مشاهير قضاة و محدّثين و وعاظ ميباشد كه بامتانت اقوال حكيمانه داير بر موعظه و نصيحت معروف، با معروف كرخى و سفيان ثورى معاصر و معاشر، از مشايخ روايت احمد بن حنبل و نظائر وى بود، نزد هارون عباسى مقامى عالى داشت، روزى هارون آب خوردنى خواست پس ابن السماك گفت پيش از خوردن آب حرفى دارم، هارون گفت هرچه خواهى بگو گفت اگر از خوردن اين آب ممنوع باشى مگر با بذل تمامى دنيا، آيا بذل ميكنى يا نه گفت بلى گفت پس بخور، بعد از خوردن نيز گفت اگر اين آب در شكم حبس باشد آيا تمامى دنيا را فديه بيرون آمدن آن ميكنى يا نه؟ هارون باز هم تصديق نمود، پس گفت يا امير المؤمنين چه كار دارى با چيزيكه يك جرعه آب از آن بهتر است اينك هارون با شدّت گريه نمود. از مواعظ او است: از خدا چنان بترس كه گويا اصلا اطاعتش نكردهاى و برحمتش چنان اميدوار باش كه گويا در مدت عمر اصلا مخالفتش ننمودهاى. اينگونه مواعظ شيرين و دلنشين