ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٦ - ابن جبير- محمد بن احمد بن جبير
من ميباشد كه سعيدم نام كرده است. پس حال ابو بكر و عمر را از وى پرسيد كه بهشتى هستند يا جهنّمى گفت وقتى كه ببهشت يا جهنّم رفتيم معلوم خواهد شد، پرسيد كه در حق خلفا چه ميگوئى گفت: لست عليهم بوكيل، پرسيد كداميك از ايشان نزد تو محبوبتر است گفت: ارضاهم لخالقه، پرسيد كداميك از ايشان مشمول اين جمله است گفت علم اين مطلب نزد پروردگار عالم ببواطن و اسرار است. حجّاج گفت مرا تصديق نكردى گفت دوست ندارم كه تكذيب كنم. حجّاج گفت حالا قتل تو واجب آمد بگو كه بچه شكلت بكشم، سعيد گفت هرطور كه پسنده خودت باشد پس در ماه شعبان نود و چهارم يا پنجم هجرت در چهل و نه سالگى در شهر واسط بامر حجّاج محض بجهت تشيّع و كثرت محبت خانواده رسالت ص مقتول شد، قبرش در خارج شهر واسط معروف و مزار و در حال قتل ميگفته است: وجّهت وجهى للّه. حجّاج گفت از قبله منحرفش ساختند گفت:
اينما تولّوا فثمّ وجه اللّه. حجّاج گفت بر رويش افكندند گفت: منها خلقناكم و فيها نعيدكم پس امر بذبحش كرد، او نيز بعد از شهادتين گفت: اللّهمّ لا تسلّطه على احد بعدى اين بود كه حجّاج نيز بعد از او در ماه شوال نود و پنجم با مرض و خستگى وحشتناكى در پنجاه و چهار سالگى مرد، در اين مدت با آنهمه نفوذ و اقتدار بىنهايت كه داشته ديگر بكسى مسلّط نشد بلكه گويند كه همهشب ابن جبير را در خواب مىديد كه بدو ميگفته است يا عدو اللّه فيم قتلتنى و بهمين جهت نيز در غايت آزار و شكنجه بوده است.
با اينهمه، حال ابن جبير مابين علماى رجال محلّ بحث ميباشد و شرح زايد موكول بكتب رجاليّه است.
(ص ٣١٠ ت و ١٩٢٨ ج ٣ و ٢٥٧٨ ج ٤ س و كتب رجاليه)
ابن جبير- محمد بن احمد بن جبير
- اندلسى كنانى، مكنّى به ابو الحسن يا ابو الحسين، معروف به ابن جبير، از مشاهير ادبا و شعرا و سيّاحان اندلس ميباشد كه داراى اخلاق فاضله و وقتى محرم اسرار ابو سعيد عبد المؤمن حكمفرماى غرناطه بود، بهمين جهت گاهى در موقع مخصوصى ناچار از نوشيدن نوشابه ميشد، عاقبت