ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧١ - ابو معسر
هجرى ميباشد كه ترجمه عربى كتاب كليله و دمنه معروف را (بشرحى كه در ترجمه حال ابن مقفع خواهد آمد) باز بامر سلطان بهرام شاه سيزدهمين سلطان غزنوى (٥٢٢- ٥٤٤ ه ق- ثكب- ثمد) بنثر فارسى ترجمه كرد، همين ترجمه است كه تا زمان ما باقى و داير و بكليله و دمنه معروف و بارها بطبع رسيده است. از آن رو كه حاوى بسيارى از الفاظ مغلقه ميباشد ملا حسين كاشفى سابق الذكر هم همين ترجمه را بعبارات فارسى ساده بنام امير احمد سهيلى از امراى سلطان حسين ميرزا بايقرا تجديد و مهذب نموده و به انوار سهيلى موسومش داشته كه آن هم مشهور و بارها چاپ شده است. ملا على بن صالح رومى (متوفى بسال ٩٥٠ ه ق- ظن) انوار سهيلى را با انشاى لطيف بتركى ترجمه نموده و همايون نامهاش ناميده است، ملا يحيى افندى و ملا عثمانزاده (متوفى بسال ١١٣٦ ه ق- غقلو) همين همايوننامه را ملخص نمودهاند. وفات ابو المعالى نصر اللّه، بنوشته كشف الظّنون بسال پانصد و دوازدهم بوده است لكن اين تاريخ با تاريخ مذكور فوق سلطان بهرام شاه غزنوى كه ترجمه ابو المعالى بامر وى شده منافات داشته و شايد اين امر سلطان مذكور پيش از سلطنت وى بوده است. (كف و ص ٢٥٣٣ ج ٤ س و غيره)
ابو معاويه ابو معبد
در اصطلاح رجالى اولى جاهمة بن عباس بن مرداس، درهم، عمار بن خباب بجلى و دويمى هم زيد بن ربيعة و مقداد بن اسود است و ابو معبد صحابى هم كه نامش عبد اللّه بن عكيم است در باب چهارم ضمن شرح حال زنش ام معبد خواهد آمد.
ابو معتب- حسين بن منصور
- در باب اول بعنوان حلاج مذكور است.
ابو معتمر ابو معدان
در اصطلاح رجالى اولى حامد بن عمير همدانى و دويمى صفره صحابى است.
ابو المعز- سيد محمد بن سيد مهدى
- در باب اول بعنوان قزوينى سيد محمد ذكر شده است.
ابو معسر
در اصطلاح رجالى نجيح سندى مدنى است.