ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣٧ - ابو سفيان- صخر بن حرب
جز امتياز عالم از جاهل و نجات دادن مردم بيچاره از قيد اسارت جهال هرطبقه در بين نباشد فراهم نمايد. (ص ١١٨ ج ١ مر)
ابو السفاتج ابو السفاح
در اصطلاح رجالى، اولى ابراهيم و اسحق بن عبد العزيز و غيره، دويمى هم از اصحاب حضرت امير المؤمنين ع و نخستين شهيد روز صفّين و نامش معلوم نيست.
ابو سفانه- حاتم بن عبد اللّه
- در همين باب بعنوان ابو عدى خواهد آمد.
ابو سفيان
در اصطلاح رجالى مدلوك نام صحابى است.
ابو سفيان- صخر بن حرب
- بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى، پدر معاويه ملعون مشهور و از رؤساى قريش، حال او و نسل ناپاك او در نفاق و معادات و معاندت حضرت رسالت ص و خانواده عصمت و طهارت ع واضح و آشكار ميباشد. هيچ فتنه و آشوبى در قريش برپا نبوده مگر اينكه تخم آن بدست وى كاشته شده و يا خود سهيم آن بوده است. در اثر بغض و خصومتى كه با آن حضرت داشته وسائل غزوه بدر را فراهم آورد، قريش را بمحاربه آن حضرت بشورانيد، بعد از مغلوبيّت قريش قسم ياد نمود مادام كه انتقام نكشيده غسل نكند تا در سال دويم هجرت با كسان خود بمدينه رفت، نخلستان موضع عريض نامى را كه نزديكى مدينه است بسوزانيد، معبد انصارى و برادرش را بشهادت رسانيد همچنين عامل قوى در تشكيل غزوه احد نيز همين ابو سفيان بود. در اين غزوه نيز بدستيارى شداد بن اسود، حنظلة ابن ابى عامر معروف به غسيل الملائكه را بشهادت رسانيد بالاجمال مصدر تمامى فتنه و آشوب بود و تا فتح مكّه در عناد و عداوت خود استمرار داشت، همينكه قطع بفتح آن بلده معظّمه نموده و مغلوبيّت قريش معلومش شد بعزم قبول اسلام بلشگرگاه مسلمين آمد، نخست دختر خود امّ حبيبه را كه حرم حضرت نبوى ص بوده واسطه و شفيع قرار داد لكن او نيز مثل اصحاب ديگر از شفاعت وى امتناع نمود بالاخرة بمصاحبت عمر بن خطّاب بحضور مبارك آن حضرت شرفياب شد و ظاهرا اسلام را قبول كرد و از آن رو كه بسيار