ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٦ - ابو الكرم- هبة اللّه
گفتند، زيرا همچنانكه ابو كبشه در بتپرستى مخالفت كرده و ستاره شعراى عبور را پرستش نمود آن حضرت نيز در بتپرستى مخالف ايشان بود و از اينرو بابو كبشه منسوبش داشته و ابن ابى كبشهاش ميگفتند، يا بزعم بعضى ابو كبشه جدّ جدّ مادرى آن حضرت بوده و ابن ابى كبشه گفتن بجهت همين نسبت بوده است.
در قاموس اللّغة گويد مشركين عرب حضرت نبوى ص را ابن ابى كبشه گفته و آن حضرت را بابو كبشه تشبيه ميكردند و او مردى بوده است از قبيله خزاعه كه در بتپرستى با قريش مخالفت داشت، يا آنكه ابو كبشه كنيه وهب بن عبد مناف جدّ مادرى آن حضرت و يا كنيه شوهر حليمه سعديه دايه آن حضرت بوده كه پدر رضاعى آن حضرت ميباشد و يا كنيه برادرشوهر حليمه بوده كه عمّ رضاعى آنحضرت است.
ابو الكرم- صاعد بن يحيى
- بعنوان ابو الفرج طبيب مذكور شد.
ابو الكرم- مبارك بن فاجر
- يا فاخر، بن محمد بن يعقوب، نحوى فاضل لغوى، معروف به ابن الفاجر (الفاخر خ ل)، مكنّى به ابو الكرم، برادر مادرى بارع بغدادى سابق الذكر ميباشد كه در لغت خبير و در نحو بديگران مقدّم بود، اين علم شريف را از ابن برهان نحوى خواند، از قاضى ابو الطيّب طبرى هم استماع حديث نمود، اخيرا با كذب و دروغ و ادّعاى سماع چيزهائى كه اصلا بگوشش نخورده متّهم گرديد كه اين دعاوى كاذبه را وسيله جلب نفوس و مردمفريبى كرده است.
علاوه بر آن، خطيب تبريزى احترام طلّاب را نيز كه در حوزه درس براى ايشان بلند ميشده است خرده گرفته و اين شعر را فروميخواند:
قصر فى العلم و ازرى به |
من قام فى الدرس لاصحابه |
|