ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨١ - ابو العباس نامى- احمد بن محمد
ابو العباس مروزى
كه نامش نيز همين ابو العباس بوده و نام ديگرى براى وى نقل نشده است. از قدماى حكماى خراسان و فضلاى آن سامان بود، در سال يكصد و هفتادم هجرت كه مأمون بخراسان رفت و هريك از افاضل نواحى بوسيله خدمتى و مدحتى تقرّب ميجستهاند ابو العباس نيز كه در سخنورى بهردو زبان تازى و درى مهارتى بىنهايت داشت، مدحت ملمّعى مخلوط از كلمات فارسى و عربى نظم و در حضور مأمون انشا كرد و بس پسنده طبع شد و بانعام هزار دينار (كه هردينارى معادل يك اشرفى طلاى ايرانى هيجده نخودى است) بطور استمرار قرين افتخار گرديد، از آن پس فارسىزبانان بدان شيوه رغبت كردند و طريقه نظم فارسى را كه بعد از غلبه عرب متروك بوده مسلوك داشتند تا آنكه اين شيوه در عهد صفاريان و سامانيان و ديگر طبقات ملوك ايرانى رونق تمام گرفت و سخنگوئى پارسى باوج رسيد لكن ابو العباس در گفتن شعر پارسى زمانا مقدّم بهمه شعرا بود و پس از بهرامگور و ابو حفص سغدى كه از هريكى تنها يك بيت پارسى سرزده كسى ديگر غير از ابو العباس مبادرت بشعر فارسى ننموده است بلكه توان گفت كه در شيوه ملمّعگوئى (كه كلمات عربى و فارسى مخلوط بهمديگر بوده باشد) مبتكر و مقدّم بهمه كس بوده و از اشعار قصيدهايست كه بنام مأمون گفته است:
اى رسانيده بدولت فرق خود بر فرقدين |
گسترانيده بفضل و جود در عالم يدين |
|
مر خلافت را تو شايسته چو مردم ديده را |
دين يزدان را تو بايسته چو رخ را هردو عين |
|
كس بدين منوال پيش از من چنين شعرى نگفت |
مر زبان پارسى را هست با اين نوع بين |
|
ليك از آن گفتم من اين مدحت ترا تا اين لغت |
گيرد از مدح و ثناى حضرت تو زيب و زين |
|