ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٥ - ابو عمرة- زاذان
مفتوح خواندن لفظ فرجة كه دليل مفتوح خواندن لفظ غرفه هم بوده و مدتى در پى تحصيل دليل و شاهد آن بودم بحدّى مسرورم نمود كه زيادتر از فرح من بر مرگ حجّاج بوده است.
بارى موافق آنچه ضمن شرح حال بعضى از قرّاء قرآن مجيد تحت عنوان قرّاء سبعه اشاره شد قرائت هريك از ايشان چند نفر راوى داشته و راويان قرائت ابو عمرو زبّان نيز بنوشته روضات، ابن الدورى و يحيى سوسى و بفرموده مجمع البيان عباس بن فضل و يحيى بن مبارك يزيدى و شجاع بن ابى بصير (ابى نصر خ ل) است. وفات ابو عمرو بسال يكصد و پنجاه و چهارم يا پنجم يا ششم يا هفتم يا نهم هجرت در كوفه و ولادتش نيز در سال هفتادم در مكّه واقع شد، در اسم اصلى او بيست و يك قول است و اسامى پدرانش نيز محل خلاف ميباشد، اشهر و اظهر از همه همان است كه در صدر عنوان مذكور داشتيم و زبان بفتح زاى هوّز و تشديد باى ابجد است.
(ص ١٠٩ ج ٢ مه و ٢٩٩ ت و ٤٢ ف و ٤٢١ ج ١ كا و ٣٠ هب و ٢١٨ ج ١ و ١٠٠ ج ٢ ع و ١٥٦ ج ١١ جم و غيره)
ابو عمرو- عبد الملك بن عمير
- در باب القاب ضمن شرح حال شعبى نگارش دادهايم.
ابو عمرة
در اصطلاح رجالى ثعلبة بن عمر است.
ابو عمرة- زاذان
- فارسى، از اصحاب حضرت امير المؤمنين ع بلكه از خواص ايشان بوده و همان است كه آن حضرت در گوش او اسم اعظم خواند و ببركت و ميمنت آن حافظ قرآن گرديد چنانچه قطب راوندى در كتاب خرايج و جرايح از سعد خفاف نقل كرده كه از زاذان پرسيد قرائت قرآن را از كه ياد گرفتهاى كه بدين خوبى ميخوانى پس تبسّم كرد و گفت مربّى من حضرت امير المؤمنين ع است كه روزى شعر ميخواندم، صوت من كه بسيار خوش بوده پسنده آن حضرت شد و فرمود چرا قرآن نميخوانى گفتم كه من قرآن نخواندهام پس مرا نزديكى خودش خوانده و چيزى در گوشم گفت كه هيچ نفهميدم پس از آب دهان مبارك خود بدهانم انداخت، سعد گويد همينكه زاذان كلام خود را بدينجا رسانيد سوگند خورد كه از همانجا رد نشده بودم تا آنكه قرآن را با همزه و اعرابش از حفظ خواندم و اصلا حاجتى بپرسش از كسى ندارم.