ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٢١ - ابن الدهان- سعيد
را از رمانى و يوسف بن سيرافى اخذ كرد، خطيب تبريزى سابق الذكر و ديگران نيز از تلامذه وى بودهاند. با آنهمه مراتب علمى بسيار فقير و ژوليده و پريشانحال بود، از كثرت كثافت و چركينى لباس و هيئت، بهمين لقب ابن الدهان شهرت داشته است.
در سال چهار صد و چهل و هفتم هجرت درگذشت.
(سطر ٢١ ص ٣١٥ ت نقل از بغيه سيوطى)
ابن الدهان- سعيد
- بن مبارك بن على بن عبد اللّه، مكنّى به ابو محمد، ملقّب به ناصر الدين، معروف به ناصح و ابن الدهان، از مشاهير نحويّين و اساتيد علوم عربيّه قرن ششم هجرت ميباشد كه وحيد دهر و سيبويه عصر خود بود، او را بر معاصرين خود كه من جمله ابن الجواليقى و ابن الخشاب و ابن الشجرى ميباشد (هريكى از ائمّه نحو بودهاند) ترجيح ميدادهاند. اخيرا از مولد خود بغداد بموصل رفت، با وزير كبير جمال الدين اصفهانى ارتباط يافته و مشمول اكرام و تفقّدات كريمانه وى شد تا غرق سيلاب شدن كتابهاى او در بغداد كه نتيجه و اندوخته يك عمر بودهاند مسموعش شد، پس از آنكه بموصل نقل داده و خواستند كه بلكه بواسطه تبخير چارهاى كرده باشند علاوه بر چارهپذير نبودن كتب، خودش نيز در اثر كثرت بخار از يك چشم نابينا شده و عمرش بهدر رفت. ابن الدهان شعر خوب نيز ميگفته و از او است:
لا تجعل الهزل دأبا فهو منقصة |
و الجد يعلوبه بين الورى القيم |
|
و لا يغرنك من ملك تبسمه |
ما تصخب السحب الا حين يبتسم |
|