ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٨ - ابن الجراح- محمد بن داود
ملوك جرهم بودهاند. يكى از ايشان خود را بدين روش معرفى كرده بوده كه من نفيله و از احفاد هود پيغمبر هستم، براى طلب مجدت و ثروت ظاهر و باطن زمين را سياحت كردم لكن هيچيك از آنها از مرگ نجاتم ندادند. در وسط آن خانه نيز قبّه بزرگى از ياقوت و مرواريد و طلا و نقره و زبرجد بود، مقدارى وافى از آنها اخذ كرد و بهمان غار علامتى گذاشت و آن مالها را بپدرش فرستاده و استعطاف و استرضا نمود و تمامى عشيره خود را صله بخشيد و دائما از آن خزينه انفاق و اطعام نموده و خيرات و مبرّات بجا ميآورد، كاسه طعام او چندان بزرگ بوده كه شترسواران از آن طعام ميخوردند و كودكى در آن افتاد و غرق شد.
از غريب الحديث ابن قتيبه نقل است كه حضرت رسالت ص در سايه آن كاسه استظلال مينمود، روزى عايشه بعرض آن حضرت رسانيد كه آيا اين طعام و مهماننوازى و خيرات و مبرّات ابن جدعان سودى براى او در قيامت دارد يا نه آن حضرت فرمود نه، زيرا روزى نشد كه بگويد رب اغفرلى خطيئتى يوم الدّين و بروايت ديگر فرمود كه ابن جدعان از حيث عذاب مخفّفترين اهل جهنم ميباشد زيرا كه اطعام ميكرده است.
ابن جدعان از كسانى بوده كه در زمان جاهليّت شراب را با آنهمه رغبتى كه داشته برخودش حرام نمود بعلت اينكه شبى در حال مستى ميخواست كه نور ماه را بگيرد، حاضرين خنده كرده و بعد از هشيارى بخودش نقل قضيه نمودند اينك سوگند ياد نمود كه ديگر شراب نخورد. نيز بعد از پيرى او، قومش از بذل و انعام منعش كرده و ملامتش نمودند بعد از اين ملامت، اشخاص را نزد خودش مىخواند، سيلى آهسته بآنها زده و مىگفته است كه ديه سيلى خودتان را بخواهيد پس باز ببهانه ديه اكرام و احسانشان مينمود.
(ماده ثعبان از حياة الحيوان دميرى)
ابن الجراح- محمد بن داود
- از ادبا و شعراى اواخر قرن سيّم هجرت ميباشد كه در تاريخ نيز آشنا و خبير بود، و كتاب الشعر و الشعراء و كتاب الورقة در شرح حال شعرا و غير آنها از تأليفات او بوده و از اشعار او است: