ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٧ - مقدمه
ابن فلان و يا اخو فلان و اخت فلان باشد بلكه گاهى اين چهار كلمه اب و ابن و اخ و اخت را محض تكريم يا تحقير ببعضى از صفات فاضله يا نازله اضافه داده و انتساب و مصاحبت و ارتباط تام با آن صفت را اراده نمايند مثل ابو لهب گفتن بجهت جمال و سرخروئى، ابو هريره گفتن بجهت بازى كردن با گربه كوچك، ابو الاديان گفتن على بصرى (كه خواهد آمد) و نظائر اينها كه بسيار است و محتاج به اكثار نميباشد.
با قطعنظر از اضافه بصفات مذكوره موافق آنچه در صنّاجة الطّرب و غيره تصريح شده شخص بىفرزند را نيز در اوائل زندگانى بلكه در مبدأ ولادت (علاوه بر اسم معمولى) كنيهاى براى او معيّن ميكردند كه با آن كنيه شهرت يابد و علاوه بر دفع محذور سوء ادب بودن ذكر اسم اصلى (چنانچه مذكور شد) با بعضى از القاب سوء نامناسب نيز ملقّب نگردند و يا بتفأل اينكه زندگانى بسيار كرده و فرزندى بدان اسم روزيش گردد. ظاهر بعضى از اخبار دينيّه هم آن است كه حضرت سيد الشهداء ع در زمان طفوليّت كنيه ابو عبد اللّه را داشته است.
از بيان فوق (كه مجوّز استعمال كنيه مصاحبت و انتساب و ارتباط تام ميباشد) استكشاف ميشود كه استعمال هريك از مصدّر به اب و امّ در هريك از مرد و زن صحيح بوده و لازم نيست كه اوّلى در اوّلى و دويمى هم در دويمى استعمال يابد، اين مطلب واضح و محتاج ببسط نميباشد و تحقيق زايد اين مراتب را موكول بكتب مربوطه و تتبّع خود اربابرجوع ميداريم و شروع بابواب چهارگانه كنيه مينمائيم.