ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٧٢ - ابن الحداد- جعفر بن موسى
الصواعق المحرقة لاخوان الابتداع و الضلال و الزندقة كه در قاهره چاپ و يك نسخه خطّى آن بشماره ١٧٨٣ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد طهران موجود و صاحب مجالس المؤمنين قاضى نور اللّه شوشترى سابق الذكر هم كتاب صوارم مهرقه را كه در اين اواخر در طهران چاپ شده در ردّ همين كتاب صواعق تأليف داده است و غير اينها.
هيثمى (چنانچه اشاره شد) بمحله هيثم نام مصر منسوب و حرف سيّم آن را در كشف الظّنون و مواضع ديگر با ثاى ثخذ نوشتهاند و فقط در كتاب نور سافر با تاى قرشت نوشته و گويد كه نسبت آن بمحله ابو الهيثم از سمت غربى مصر ميباشد كه در اواخر مسكن ابن حجر بوده است سعدى نيز منسوب بمحله سعد نامى است در سمت شرقى مصر كه مسكن اوّلى او ميباشد. اما ابن حجر گفتن وى (چنانچه از عنوان فوق ظاهر ميشود) بجهت مسمّى به حجر بودن جدّ عالى او ميباشد و دور نيست كه لفظ حجر لقب بوده و جدّ مذكورش را بهمان لقب معرفى كرده و اسم اصلى او را ننوشته باشند. در نور سافر گويد ابن حجر گفتن بجهت آن است كه بزعم بعضى، يكى از اجداد او بسيار كمسخن بوده و بدون ضرورت حرف نمىزده است و بدينسبب او را حجر ميگفتند كه گويا سنگى است در گوشه خانه افتاده، تا متدرجا لقب مشهورى وى گرديد و اولاد او نيز بابن حجر معروف شدند.
(كف و ص ٢٨٧ نور سافر و ٩٨ ت و ٥٥ هب و غيره)
ابن حجله- احمد بن يحيى
- بعنوان ابن ابى حجله نگارش يافته است.
ابن الحداد- ابراهيم بن احمد بن فتح
- قرطبى، مكنّى به ابو اسحق، معروف به ابن الحداد، از قدماى علماى اندلس و از اكابر لغت و علوم عربيّه بود، در سال سيصد و نود و نهم هجرى قمرى درگذشت.
(سطر ٣١ ص ٣١٤ ت)
ابن الحداد- احمد بن محمد
- حداد، در باب اوّل (القاب) بعنوان جمال الدين مذكور است.
ابن الحداد- جعفر بن موسى
- نحوى لغوى، معروف به ابن الحداد، مكنّى به ابو الفضل، از ادباى اواخر قرن سيّم هجرت ميباشد كه در نحو