ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٩٩ - ابن بابك- عبد الصمد
بابشاد فارسى با دال بىنقطه است و اين اصل فارسى هم از دو كلمه باب (مخفّف بابا) بمعنى پدر و شاد بمعنى معروف مركب ميباشد.
(تاريخ بغداد و ص ٨٥ روضات الجنات)
ابن بابشاذ- شيخ طاهر
- بن احمد بن بابشاذ بن داود بن سليمان مصرى نحوى، مكنّى به ابو الحسن، از ائمّه علم نحو و فنون عربيّه، عزيز مصر و وحيد عصر خود بود. در اوائل حال بجهت اصلاح اغلاط و خبط و خطاى نحوى و لغوى ديوان انشاى دولتى مستخدم دولت بود تا آنكه روزى در اثناى صرف طعام، گربهاى را ديد كه طعمه مأخوذى خود را برداشته و از بالاى ديوار براى گربه نابيناى ديگرى ميبرد پس با خود انديشيد، خداوندى كه معاش آن حيوان عاجز را بدينوسيله تأمين نمايد البته هيچكس را ضايع نميگذارد اين بود كه از آن خدمت استعفا نمود و با تمام توكل بتحصيل علم پرداخت و تأليفاتى نمود و بدين بيت:
للقمة من جريش الملح آكلها |
الذمن تمرة تحشى بزنبور |
|