ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٣٠ - ابن التلميذ- هبة اللّه
من النجوم الزاهرة كه تلخيص كتاب نجوم زاهره نام ذيل ميباشد كه در ليدن چاپ، بارها بلاتينى و ديگر السنه اوروپائى ترجمه و در موقع فتح مصر مورد تقدير سلطان سليم بود و علامه وقت كمال پاشا هم بامر سلطان ترجمه بتركىاش نمود ٤- المنهل الصافى و المستوفى بعد الوافى كه سه مجلد بوده و در شرح حال اعيان و اكابر است ٥- مورد اللطافة فى من ولى السلطنة و الخلافة ٦- النجوم الزاهرة فى اخبار مصر و القاهرة ٧- نزهة الرأى در تاريخ بترتيب سالها و ماهها و روزها. وفات ابن تغرى بسال هشتصد و هفتاد و چهارم هجرت در شصت و يك سالگى در مصر واقع گرديد. (كف و ص ٧٥٧ ج ١ س)
ابن تقن- عمرو بن تقن بن معاويه
- مردى بوده عاقل و هوشمند از قبيله عاد كه در ذكاوت و فطانت ضرب المثل و اعقل من ابن تقن از امثال دايره بود، چنانچه بجهت كثرت مهارتى كه در تيراندازى داشته جمله ارمى من ابن تقن نيز از امثال سائره ميباشد.
در مجمع الامثال ميدانى علاوه بر اين جمله (در جاى ديگر از آن كتاب) گويد كه ابن تقن دو نفر بوده يكى عمرو و ديگرى برادرش كعب، لقمان نامى با هردو برادر عناد و عداوت داشته و ميخواست كه گوسفندان خود را با شتران ايشان مبادله كند لكن ايشان بهيچوجه راضى نبودند اينك لقمان منتظر وقت و اغتنام فرصت ميبود كه بهر وسيله باشد اشتران را متصرف گردد لكن در اثر اهتمام ايشان كه در حفظ و حراست داشتند موفق بمرام نميشد تا آنكه بالاى درختى كه در بيابان ببارگاه ايشان بوده كمين كرد، در وقت آمدن عمرو تيرى بپشتش زد و عمرو گفت احدى حظيات لقمان پس اين جمله نيز مثل داير گرديد و در حق كسى گويند كه عمل قبيحى را بكند كه پيش از آن بارها كرده باشد و يا در حق شريرى گويند كه تمامى فنون شرارت را بكار برده و فقط يك فن باقى مانده باشد.
(ص ٢٣ و ٤٢٨ مجمع الامثال ميدانى چاپ طهران)
ابن التلميذ- هبة اللّه
- بن صاعد بن ابراهيم بن تلميذ، يا على، يا نام و نسب او موافق نوشته وفيات الاعيان هبة اللّه بن ابى الغنائم بن تلميذ طبيب صاعد بن هبة اللّه بن ابراهيم بن على است، بهرحال كنيهاش ابو الحسن، لقبش