ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١ - ابو البحترى
ابو ايوب فقيه- سليمان بن يسار
- يكى از فقهاى سبعه و در ضمن همين عنوان نگارش يافته است.
ابو ايوب مدينى- سليمان بن ايوب
- از ادبا و ظرفاى مدينه ميباشد كه در اصول سرود و خوانندگى و حكايات مغنّيان باخبر بود، چندين كتاب بنام اخبار ظرفاء مدينه و طبقات المغنين و قيان الحجاز و قيان مكه و كتاب النغم تأليف داده و زمان و مشخّص ديگرى از وى بدست نيامد. (اطلاعات متفرقه)
ابو بحير
(بر وزن كميل) در اصطلاح رجالى كنيه عبد اللّه بن نجاشى اسدى است.
ابو البحترى
كنيه مردى ميباشد كه با چند تن از قوم خود نزديكى قبر حاتم طائى نزول كرد، حاتم را مخاطب داشته و ميگفت كه يا ابا الجعد ما را مهما كن كسان او گفتند از استخوانهاى پوسيده چه توقّع دارى گفت قبيله حاتم گمان دارند حاتم كسانى را كه نزد قبر او فرود آيند مهمان ميكند سپس خوابيده و باندك فاصله وا راحلتاه گويان از خواب بيدار شد، در جواب استفسار از سبب آن گفت در خواب ديدم كه حاتم از قبر برآمد و ناقه مرا پى كرد پس ديدند كه ناقه او در ميان ديگر ناقهها در خون خود غلطان است گفتند اينك حاتم ترا مهمان كرده است. گوشت آنرا خورده و كوچ نمودند، ابو البحترى را نيز در رديف خودشان كردند، در اثناى راه ديدند شترسوارى در عقب ايشان آمد، شتر ديگرى نيز در يدك خود آورد، بعد از شناسائى ابو البحترى گفت من عدىّ بن حاتم هستم، پدرم در خواب بمن گفت كه رفقاى ترا با شتر خود تو مهمان كرده است و مرا امر نمود كه ترا بهمين شتر يدكى سوار نمايم پس عدى اين اشعار را فروخواند:
ايا البحترى لأنت امرؤ |
ظلوم العشيرة شتامها |
|
اتيت بصحبك تبغى القرى |
لدى حفرة صدحت هامها |
|
اتبغى لدى الرم عند المبيت |
و حولك طى و انعامها |
|
فانا سنشبع اضيافنا |
و نأتى المطى فنعتامها |
|