ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١٧ - ابو ريحان- محمد بن احمد بن ريحان
هجرت وفات يافته و هم در آنجا مدفون است. بنوشته بعضى از اجلّه وفات او بسال چهار صد و چهلم و بعضى ديگر در حدود چهار صد و پنجاهم و كلمات كشف الظّنون نيز در موارد مختلفه مابين اين سه تاريخ و بعضى ديگر مردّد و لكن در اكثر آنها بهمان تاريخ مشهور مذكور تصريح كرده است. نقل است كه يكى از رفقاى ابو ريحان در حال احتضار و مشرف بموتى بر وى وارد آمد، آن حكيم علمدوست و تشنه معارف يك مسئله رياضى را از وى استفسار نمود كه فلان روز آن را چطور گفتى رفيق گفت اين حال چه جاى سؤال است حكيم فرمود كه وداع دنيا با علم اين مسئله بهتر از وداع با جهل آن است رفيق گويد كه آن مسئله را بيان كرده و خارج شدم و در اثناى راه صداى بانگ و شيون شنيدم كه بدرود جهان گفت.
نگارنده گويد: اين حال ابو ريحان بهترين سرمشق و وسيله عبرت براى اهل علم و محصّلين ميباشد كه قدر ساعات و دقايق و ثوانى جبرانناپذير خودشان را بدانند و آنى از اشتغالات متنوعه علمى غفلت نورزند:
عمر تو گنج و هرنفس از وى يكى گهر |
گنجى چنين عزيز، مكن رايگان تلف |
|
هرچه بينى در جهان دارد عوض |
در عوض گردد ترا حاصل غرض |
|
بىعوض دانى چه باشد در جهان |
عمر باشد عمر قدر آن بدان |
|