ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٠ - ابن ابى الدم- ابراهيم
فلاسفه بوده) بالحاد و دين فلاسفه و حكماى سلف منتسب داشته است. لكن بحكم قضاوت عادلانه تواريخ و سير و تأليفات خود خواجه رشيد، اصل اسلاميّت او مسلّم و اصلا جاى ترديد و شبهه نميباشد و بطور قطع توان گفت كه حسد و تعصّب ناقلين سبب اينهمه و متّهم داشتن او بتسبيب موت خدابنده ميباشد كه مسمومش كرده و يا در حال مرض و كمال ضعف و ناتوانى او، يك مسهل قوى فوق الطاقةاش داده و سبب فوت او گرديده است و چنانچه اشاره شد، خود و پسرش در روى اين اصل مقتول و تمامى ثروت فوق العاده او كه در اوقات نفوذ و اقتدارش تحصيل و يك عامل قوى ديگرى در توليد رقابت بوده مصادره گرديد و الّا خود ابن حجر كه يكى از ناقلين نقل سر بريده او بقرار مذكور است گويد كه پدر خواجه رشيد، عطّار يهودى مذهب بوده ولى خودش مسلمان شد، بغازان (شاه) ارتباط يافته و نزد او از طبابت بوزارت رسيد، بسيار سخى و متواضع بود، در حق علما و صلحا بذل و بخشش بسيارى داشت، در نصيحت و خيرخواهى مسلمين و مدافعه از ايشان و حفظ نفوس ايشان سعى و كوشش مينمود و در تبريز آثار خيريّه بزرگى دارد بلكه توان گفت كه خواجه رشيد مذهب شيعى داشته است و موافق آنچه از زبدة التواريخ نقل شده ترويج علم و علما كردن غازان شاه و برادرش شاه خدابنده، تأسيس مدرسه سيّار، تعظيم سادات و مشاهد ائمّه اطهار ع نمودن ايشان، در اثر مساعى جميله وى ميباشد و خود را بشافعى منتسب داشتن او، از روى صلاح امر دنيوى و مقتضيات وقت بوده است.
(كف و ذريعه و ص ٣٧ ج ١ مر و ٥٩٤ ج ١ و ٢٢٨١ ج ٣ س و ٢٣٢ ج ٣ كمن)
ابن ابى داحه ابن ابى دارم
در اصطلاح رجالى اولى ابراهيم بن سليمان بن ابى داحه و دويمى نيز احمد بن محمد بن سرى كوفى است.
ابن ابى داود- عبد اللّه بن سليمان
- در باب اوّل (القاب) بعنوان سجستانى مذكور و پدرش نيز در باب دويم (آباء) بعنوان ابى داود نگارش يافته است.
ابن ابى الدم- ابراهيم
- بن عبد اللّه بن ابى الدم، حموى، ملقّب به شهاب الدين، معروف به ابن ابى الدم، از فقها و علماى شافعيّه اواسط قرن هفتم