ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٥ - ابو مسلم- عبد اللّه بن ثوب
آنجا اشاره نموديم كه از اشقياى آن هشت نفر بوده است. بالجملة او نزد اماميّه مردود و مطرود و فاجر و مرائى و مصاحب معاويه بوده و مردم را بمحاربه على ع ميشورانيده است و هم از آن حضرت درخواست نمود كه مهاجر و انصار را بروى تسليم نمايد كه همه ايشان را بخون عثمان بقتل رساند، آن حضرت توقف كرد پس ابو مسلم گفت: الآن طاب الضراب.
اخيرا بقريه داريا از ديهات شام مهاجرت كرد و بسال شصت و دويم هجرت در همانجا درگذشت.
بعضى از عامّه بجلالت همين ابو مسلم معتقد بوده و گويند كه وى عابد زاهد و از اكابر تابعين بود، در حال حيات حضرت رسالت ص در يمن بشرف اسلام مشرّف، از طرف اسود عنسى كه در آن اوان مدّعى نبوت بوده مورد شكنجه و از يمن تبعيد شد. بعد از وفات آن حضرت وارد مدينه و مشمول الطاف خليفه ثانى گرديد و كراماتى هم بدو منسوب دارند، چنانچه بعضى از ايشان گويند (و العهدة عليه) اسود عنسى بعد از دعوى نبوت ابو مسلم را احضار كرد و صحت نبوت خود را از وى استفسار نمود گفت نمىشنوم اسود گفت آيا رسالت محمد بن عبد اللّه را شهادت دارى گفت بلى بلى اسود حكم كرد كه در ميان آتش افروختهاش انداختند لكن آتش در وى اثر نكرد و بدون هيچگونه گزند و آسيبى بمدينه آمد و بعد از وفات حضرت رسالت ص وارد شد. عمر پرسيد كه اين مرد كجائى است و از كيست گفت از اهل يمن هستم باز پرسيد حال آن كسى كه اسود كذّاب در آتشش انداخت چطور شد گفت من همان شخصم عمر باور نداشته و استبعاد نمود و بخدايش قسم داد او نيز قسم ياد كرد، عمر در برش كشيده و گريه گلوگيرش نمود، در ميان خود و ابو بكرش نشاند و گفت حمد خدائى را ميكنم كه آن مقدار از اجل امانم داد كه ماننده حضرت ابراهيم ع را در امّت مرحومه محمدى ديدم.
نام ابو مسلم زاهد بنابر مشهور عبد اللّه بن ثوب و بقول بعضى از علماى رجال اهبان بن صيفى غفارى بوده و ظاهر بعضى ديگر آنكه اهبان غير از عبد اللّه مذكور و هردو از زهاد و كنيه هردو هم ابو مسلم بوده است. تحقيق مراتب در صورت لزوم موكول بكتب مربوطه بوده و وجه نسبت هريك از خولانى و غفارى در محل خود از اين كتاب نگارش يافته است.
(ص ٢٩ هب و ٧٦١ ج ١ س و كتب رجاليه)