ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٩ - ابو غالب- محمد بن على
عرايض خود را بواسطه سفير خاص ناحيه مقدّسه بعرض حضور حضرت ظل اللّهى مىرسانيد و بصدور جواب شاهنشاهى مفتخر ميگرديد. كتاب اخبار تهامة و ادعية السفر و تاريخ آل اعين و مناسك الحج صغير و مناسك الحج كبير از تأليفات ابو غالب ميباشد.
اما زرارى گفتن او كه منسوب به زراره است نه بجهت انتساب او به زراره از طرف پدر بوده بلكه موافق آنچه از رساله خود او (كه بنوه پسريش ابو طاهر زرارى محمد بن عبد اللّه بن ابو غالب احمد در شرح حال آل اعين نوشته) منقول است مادر جدّ عاليش حسن بن جهم دختر عبيد بن زرارة بن اعين ميباشد و بهمين جهت منتسب به زراره شده و زرارىاش ميگويند و نخست باولاد جهم معروف بودهاند. نيز موافق نقل مذكور اوّلين كسى كه از اين خانواده به زرارى شهرت يافته جدّ ابو غالب سليمان بن حسن است كه از طرف قرين الشرف حضرت امام على النقى ع محض كتمان و اخفاى آل جهم بودن ايشان (كه گويا در آنزمان مبتلاى تقيه بودهاند) بهمين لقب زرارى ملقّب شده و بعد از سليمان نيز توسعه يافته و نام خانوادگى ايشان گرديده است.
ابو غالب بسال سيصد و شصت و هشتم هجرت در هشتاد و سه سالگى در نجف اشرف وفات يافت، ابن الغضائرى احمد بن حسين بن عبيد اللّه كه از تلامذه وى بوده متصدى تجهيز و تكفين وى گرديد. ناگفته نماند بعضى از علماى رجال لفظ زرارى را به رازى تبديل داده و بعضى ديگر نيز لفظ ابو غالب را (كه كنيه مشهورى صاحب ترجمه است) كنيه جدّ او دانسته و از او به ابن ابى غالب تعبير نمودهاند، لكن اين هردو فقره اشتباه محض و ناشى از غلط نسخه مدركى و يا قلّت تتبّع و يا جهات ديگر است و قضاوت اين موضوع را موكول بكتب رجاليّه و ديگر منابع مربوطه ميدارد.
(ص ١٣ ت و ٦٢٢ ج ٢ مه و كتب رجاليه)
ابو غالب- عبد الحميد بن يحيى
- در باب اوّل (القاب) بعنوان كاتب عبد الحميد مذكور شد.
ابو غالب- محمد بن على
- در باب اوّل (القاب) بعنوان فخر الملك نگارش يافته است.