ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٦ - ابن اعثم- احمد يا محمد
اصول معالجه داراى قوه استدلاليّه بود، بحسّ نبض و ديگر ادلّه معمولى اطبّا كمتر مىپرداخت، اساس عمده استدلالش مبنى بر قاروره (شيشهايست مخصوص كه اطبّا در تجزيه بول مريض بكار برند) بود، بمجرّد رؤيت آن در معالجه مريض و حفظ الصحه مريض بطورى حكم مينموده كه آن منتهى بسوء حال و اين مبدّل بمرض نميگرديد بلكه از رؤيت قاروره غذا و شراب مصروفى صحيح و مريض را هم بطور قطع معيّن مينمود كه كدام نوع از اغذيه و اشربه را صرف نموده است. معالجات عجيبه و نادره محيّر العقولى در حكم قاروره از وى منقول و تفصيل آنها خارج از وضع اين مختصر ميباشد. سال وفات و اسم ابن الاصم بدست نيامد و بتخمين بعضى از اهل تتبّع در حدود اوائل ششصد هجرى زنده بوده است. (ص ٧١١ ج ٢ مه)
ابن اعثم- احمد يا محمد
- بن على اعثم كوفى، مورّخ اخبارى شيعى، مكنّى به ابو محمد، از مشاهير مورّخين شيعه اوائل قرن چهارم هجرت ميباشد و از تأليفات او است:
١- تاريخ كه بتاريخ اعثم كوفى و تاريخ ابن اعثم معروف و بعضى از وقايع را از زمان مأمون عباسى (متوفى بسال ٢١٨ ه ق- ريح) تا ايّام هيجدهمين خليفه عباسى مقتدر باللّه (٢٩٥- ٣٢٠ ه ق- رصه- شك) نگارش داده و در معجم الادبا احتمال داده است كه اين كتاب تاريخ مستقل نبوده و ذيل همان كتاب فتوح نام مذكور در ذيل خودش باشد ٢- الفتوح يا تاريخ الفتوح يا فتوحات الشام يا فتوح اعثم كه در كلمات اهل فنّ بهريك از آنها مذكور و حاوى وقايع صدر اسلام تا زمان هارون الرشيد (متوفى بسال ١٩٣ ه ق- قصج) و از منابع كتاب بحار الانوار مجلسى بوده است. همين كتاب را احمد بن محمد منوفى هروى بفارسى ترجمه كرده و همين ترجمه در سال هزار و سيصد تمام يا سيصد و پنجم هجرت در بمباى چاپ سنگى شده اين ترجمه فارسى نيز بزبان اورد و ترجمه و بنام تاريخ اعثم در هند بطبع رسيده است.
وفات ابن اعثم در حدود سال سيصد و چهاردهم هجرت واقع شد، لفظ اعثم لقب