ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٩٤ - ابن خالويه- حسين
قرن چهارم هجرى اماميّه ميباشد كه نحوى لغوى قارى شاعر ماهر، جامع فنون فضل و ادب، عارف بفنون عربيّه بود، در سال سيصد و چهاردهم هجرت از مولد خود همدان ببغداد رفته و فنون ادبيّه را از ابو عمر زاهد و نفطويه و ابن الانبارى و ديگر اكابر وقت اخذ نمود، وجوه قرائات را هم از ابو سعيد سيرافى فراگرفت تا آنكه آوازه او در تمامى بلاد منتشر و محل توجه و استفاده اكابر آفاق گرديد، نزد سيف الدولة بن حمدان و ديگر اكابر آل حمدان قربى بسزا داشته و مورد اكرام و احترام و مرجع استفاده علميّه ايشان هم بود. خودش گويد روزى وارد مجلس سيف الدولة شدم، در اذن جلوس گفت اقعد، و نگفت اجلس، پس دريافتم كه باسرار كلام عرب اطّلاع كامل دارد زيرا كه قعود نشستن از قيام است و جلوس نشستن از نيام، بعبارت ديگر قعود از بالا بپائين منتقل شدن است و جلوس برعكس آن.
روزى سيف الدولة كه اوّلين اديب بوده از جمعى از علماى وقت كه حاضرش بودند پرسيد كه آيا اسم ممدودى سراغ داريد كه جمعش مقصور باشد همهشان اظهار بىاطّلاعى كردند، ابن خالويه گفت دو اسم همچنانى را سراغ دارم و محض براى اظهار قدردانى هزار درهم صله لازم دارد و آن دو اسم عبارت از صحراء و عذراء است كه هردو ممدود و جمع آنها صحارى و عذارى ميباشد (بر وزن نصارى). ابن خالويه گويد بعد از چند ماهى، دو اسم ديگر هم در كتاب تنبيه جرمى پيدا كردم كه عبارت از صلفاء و خبراء بوده و جمع آنها صلافى و خبارى است (بر وزن نصارى) اوّلى بمعنى زمين غليظ و درشت، دويمى زمين رطب و نمناك. بعد از بيست سال ديگر يك اسم پنجمى نيز پيدا كردم كه عبارت از سبتاء و سباتى ميباشد بمعنى زمين درشت و خشن. از اشعار ابن خالويه است:
اذا لم يكن صدر المجالس سيدا |
فلا خير فى من صدرته المجالس |
|
و كم قائل مالى رأيتك راجلا |
فقلت له من اجل انك فارس |
|