ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٣ - ابن بادش- على بن احمد بن بادش
ابن بابويه- محمد بن على
- فوق در باب اوّل بعنوان صدوق محمد مذكور شده است.
ابن باجريقى- شيخ محمد
- بن جمال الدين بن باجريقى، از علماى جزيرة العرب اوائل قرن پنجم هجرت ميباشد كه از مردم انقطاع گزيده و بداعيه ارشاد عباد، طريقت مخصوصى مغاير احكام شرعيّه پيش گرفت، انبيا را در هدايت براه خداشناسى متّهم بدور و دراز كردن راه اين مرام كرد، خودش مدّعى اقتدار بكوتاه كردن طريق حق (برخلاف رويّه معمولى انبيا) بود، از اين جهت محكوم بقتل شد و مختفيا بمصر و بغداد و دمشق رفت، در همه آنها باز محكوم باعدام بود تا عاقبت بسال چهار صد و بيست و چهارم هجرت در دمشق در حال اختفا عازم مقرّ خود گرديد.
(ص ٦٠٤ ج ١ س)
ابن باجه- محمد بن يحيى
- بعنوان ابن الصائغ خواهد آمد.
ابن بادش- احمد بن على
- بن احمد بن خلف، يا بادش بن محمد انصارى غرناطى، مكنّى به ابو جعفر، معروف به ابن بادش يا ابن بادش ثانى، اديبى است نحوى قارى، در اعراب و فنون ادبيّه بصير، نزد پدر خود و اكثر اساتيد پدر تتلمذ كرده و كتاب الاقناع فى القرائات السبع كه در موضوع خود بىنظير و بىسابقه است تأليف او ميباشد. بسال پانصد و چهلم يا چهل و ششم هجرت درگذشت و گاهى او را در مقابل پدرش (كه نيز معروف بابن بادش است) ابن بادش ثانى گويند.
(كف و ص ٧١ روضات الجنات)
ابن بادش- على بن احمد بن بادش
- انصارى غرناطى، مكنّى به ابو الحسن، معروف به ابن بادش يا ابن بادش اول (در مقابل پسر فوق خود) از ادباى نامى قرن ششم هجرت ميباشد كه بسيار فاضل و زاهد و متديّن، در نحو و اتقان علوم عربيّه و معرفت رجال، وحيد زمان خود بشمار ميرفت، در فنون ديگر نيز بىبهره نبوده و از تأليفات او است: